تعهد و التزام به حقوق الهى و خلقى
15امیرالمؤمنین علیهالسّلام آمدند در كنار صفّین دیدند كه معاویه جلوی آب را گرفته. آمدند جنگ كردند آن شریعه را گرفتند آن نوار آب را بستند. آمدند به امیرالمؤمنین گفتند حالا ما آب را بروی آنها ببندیم، آنها را به زانو در بیاوریم و به زانو در آوردن مساوی با شكست معاویه بود. امّا امیرالمؤمنین گفتند: نه، این كار خلاف است آب را به آنها بدهید. این میشود امام. حالا اگر ما بودیم این كار را میكردیم؟! اگر میشد توی این آب سم میریختیم آنها را میكشتیم. چرا؟ آن هدفی كه علی دارد آن هدف با آن هدفی كه ما داریم فرق میكند؛ آن میخواهد به تكلیف فقط عمل كند.
آقایان، رفقای من، این مسئله برای كسی حاصل نمیشود! هر كسی نمیتواند در این وادی وارد شود! او امام است، آن هدفش استقرار ارزشهای الهی است. الآن بعد از هزار و چهار صد سال ما میآییم میگوییم علی، این علی همینطوری علی شد؟ یا نه این كارها را كرد كه علی شد. اگر امیرالمؤمنین میآمد و او هم مانند معاویه راه آب را میبست ما دیگر الآن نمیگفتیم علی! میگفتیم آن كلك زد این هم كلك زد به آن، او كلك زد این برد. حالا این قویتر بودند اگر حالا عكس بود فرض كنید كه افراد در لشكر معاویه قویتر بودند. بحث ظاهر بود، بحث معادلات و معاملات ظاهری است، دیگر بحث ارزش نیست. اینجاست كه وقتی حُجربنعَدی برای اوصاف امیرالمؤمنین گریه میكند، معاویه همین آدم سخت دلشروع میكند اشك ریختن، چرا؟ چون او علی را میشناسد. او میداند كه روزی بود آمد آب را بروی لشكر علی بست ولی امیرالمؤمنین وقتی كه آمد باز كرد، اجازه داد آنها هم بیایند آب بردارند. این را معاویه میداند، معاویه كافر، معاویه بیدین، معاویه بیوجدان، معاویهای كه تمام مسائل اسلامی ... در مقابل این شخصیت خاضع است در مقابل این شخصیت متواضع است. والّا اگر امیرالمؤمنین مانند خود معاویه كلك و حقّه میزد. خود حضرت میفرماید: ومَا مُعَاوِيَةُ بِأَدهَى مِنّى؛1 معاویه از من زیركتر نیست وَ لَكِنّهُ يغدِرُ؛ این كلك میزند این نیرنگ میزند. من هم بخواهم میتوانم روی دست او بزنم. اگر امیرالمؤمنین میآمد همین كار را میكرد دیگر وقتی كه معاویه اسم علی را میشنید اشك از چشمش نمیآمد. این شخص آنوقت میشود اسوه، این شخصیت این علی آنوقت میشود اسوه برای ما، امیرالمؤمنین اینطوری است. به كدام جنبه نگاه میكند؟ به جنبه تقدیر و مشیت الهی.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ١٨٠، خطبة ١٩٥: وَ اللهِ ما معاويةُ بأذهى مِنِّى و لكنّه يَغدِرُ و يَفجُرُ و لو لا كراهيّةُ الغَدرِ لكنتُ مِن أدهى الناس و لكن ...

