لزوم اهتمام و پایبندى نسبت به تعهدات و التزامات
13به امام سجاد علیهالسّلام عرض مىكند كه تمام زندگى او مختل شده و اصلًا دست از دنیا شسته و خود را جهنّمى مىداند. در منزل نشسته، دیگر رحمت پروردگار را بر خود مسدود مىبیند و قلب خود را مستعد براى رحمت نمىبیند. حضرت مىفرمایند: نه، این راه دارد. امام علیهالسّلام طبیب است. امام علیهالسّلام طبیب است، پزشك است، دستور مىدهد. دستور امام علیهالسّلام حیات بخش است، نجات مىدهد، از جهل بیرون مىآورد، از گرفتارىهاى نفس بیرون مىآورد، زنده مىكند محیى است.
مىفرمایید چكار كنم؟ چه مىگویید چه مىفرمایید؟ حضرت مىفرمایند: برو به او بگو آن اموالى را كه از مردم گرفتهاى تمام آنها را باید برگردانى، هرچه را كهگرفتهاى باید برگردانى، و آنهایى را كه ممكن است به دست تو اعدام شده باشند دیه آنها را باید بپردازى اگر دیه را هم قبول نكردند دیهشان را بینداز در منزل و برو. تا اینكه رضایت همه افراد را جلب كنى. اگر این كار را كردى از این مسئولیت سنگین و از این وزر و وبالى كه كمر تو را شكسته است و راه رحمت الهى را بر تو بسته است از این نجات پیدا مىكنى از این مىآیى بیرون.
آن شخص آمد به رفیقش مژده داد كه رفتم در خدمت حضرت سجّاد علیهالسّلام و احوال تو را به حضرت عرض كردم حضرت اینطور دستور دادند ـ نظیر این قضیه براى امام صادق علیهالسّلام هم اتفاق افتاد با مختصر تفاوتى ـ شخص بالفور از جاى خود برخاست. دستور امام است دیگر. او مىداند دیگر تمام آنچه را كه قبلًا بوده تمام شد. یزید رفت، معاویه رفت، عبدالملك مروان رفت، مروان رفت، اینها همه رفتند. آن كسى كه باقى است امام سجّاد علیهالسّلام است كه باقى است. اگر آنها اصل بودند پس چرا دیگر ناراحتى؟ برو آن دنیا یقه آنها را بگیر. اگر آنها اصل بودند و آنها همه مسئله را داشتند چرا باید ناراحت باشى؟ پس معلوم است همه آنها حباب بود! همه آنها پُفهاى روى آب بود، همه آنها زَبَد بود كفهاى روى آب! دیدید در دریا موج مىآید یك كفهایى، چند ثانیه صبر مىكنید مىبینید اثرى از آن كفها نیست. چه شد؟ همه اینها حباب است. تو خود را به آن حبابها بسته بودى و به آن حبابها دل خوش كرده بودى الآن حباب نیست. برو حباب را بدست بیاور!

