لزوم اهتمام و پایبندى نسبت به تعهدات و التزامات
18حالا من آنچه را كه بعضى از بزرگان راجع به حجّ واجب فرمودهاند را به شما نمىگویم این مقدار را فعلًا بالاجمال مىگویم كه مسئله حج آن قدر مهم است و آن قدر اهمیت دارد كه اگر من به شما مىگفتم چقدر این مسئله حج مهم است اگر پیاده هم شده بود شما مىرفتید. این اثر را دارد. آنوقت الآن ما در بعضى از موارد مىشنویم فلان شخص، فلان آقا با فلان كذا مكّه نرفته؟ چرا نرفته؟ ایشان مستطیع نبودند. كى مىگوید مستطیع نبودند؟ این حرفها چیست؟ مستطیع نبودند بروند! مستطیع بودند كه فلان كار را بكنند، مستطیع بودند فلان ساختمان را بسازند، مستطیع بود فلان ... بله؟ مستطیع نبودند؟ حرفها چیست؟ كسى این مطلب را ادا مىكند كه به مفهوم شرع و به حاقّ دین پى نبرده و با آن حقائقى كه در بطن احكام شرعى و اوامر و نواهى الهى منطوى است دسترسى پیدا نكرده است و مسائل را صرفاً از دیدگاه ظاهر، آن هم ظاهرى جامد و با نگرشى جمودانه با مطالب نگاه مىكند آن وقت این نظر هم مىدهد.
اما آن عارفى كه نسبت به حقائق باطنى و آن ارزشها و آن دُرّهاى ثمینى كه در لابهلاى احكام الهى براى تربیت نفوس خداوند قرار داده اطلاع پیدا كرده و با وجدان خود و با قلب و ضمیر خود با این حقائق و واقعیات اشراف پیدا كرده و حقیقت این مسائل را با جان خود لمس كرده، او مىداند كه چه خسران و چه ضررى و چه زیانى متوجّه آن افرادى خواهد شد كه با نگرشى بسیط و اجمالى و جمودانه به این مطالب نگاه مىكنند و مسائل را سرسرى مىگیرند! آن عارفى كه نسبت به حقائق باطنى اشراف و نسبت به احكام شرعى و ادلّه شرعى و مراجع و مستندات شرعى اشراف كامل داشته باشد، ذوجنبتین، جنبه باطن و جنبه ظاهر را با هم، او مىتواند پرده از این راز بردارد، او مىتواند این مطلب را بیان كند، او مىتواند.

