
لزوم اهتمام و پایبندى نسبت به تعهدات و التزامات
لزوم اهتمام و پایبندی نسبت به تعهدات والتزامات. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – كليۀ شروط و تعهداتي كه افراد در ضمن عقد لازم يا غير آن ميكنند شرعاً واجب است كه بر طبق آن عمل كنند. 2 – امام حسن مجتبي عليه السلام ميفرمايند: واعمل لدنياك كانك تعيش ابداً واعمل لآخرتك كانك تموت غداً. 3 – ذكر حكايتي از مرحوم علّامه طهراني مبني بر شدت اهتمام ايشان نسبت به رسيدگي و برآوردن حاجات مؤمنين. 4 – افرادي كه نسبت به تعهدات خود با ديگران اهتمام و توجه ندارند نسبت به مسائل سلوكي هم ابداً رشد و ترقي نخواهند داشت. 5 – اهتمام و توجه افراد نسبت به اداي حقوق الهي از اهتمام ايشان در بدست آوردن مايحتاج زندگي بايد بيشتر باشد. 6 – تصرف خودسرانه افراد در مصرف خمس و زكاة حرام ميباشد و برءالذّمة نميباشد. 7 – پاسخ قاطع و متقن مرحوم علّامه طباطبائي به افرادي كه مخالف تدريس فلسفه و قائل به صرف وجوهات شرعيه در موارد خاص بودهاند. 8 – تأكيد بيشمار روايات مبني بر اداء حج واجب و اينكه شخصي كه بدون انجام حج واجب از دنيا برورد به دين يهود يا نصاری از دنيا رفته است.
لزوم اهتمام و پایبندى نسبت به تعهدات و التزامات
توضیحات:
لزوم اهتمام و پایبندی نسبت به تعهدات والتزامات. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – كليۀ شروط و تعهداتي كه افراد در ضمن عقد لازم يا غير آن ميكنند شرعاً واجب است كه بر طبق آن عمل كنند. 2 – امام حسن مجتبي عليه السلام ميفرمايند: واعمل لدنياك كانك تعيش ابداً واعمل لآخرتك كانك تموت غداً. 3 – ذكر حكايتي از مرحوم علّامه طهراني مبني بر شدت اهتمام ايشان نسبت به رسيدگي و برآوردن حاجات مؤمنين. 4 – افرادي كه نسبت به تعهدات خود با ديگران اهتمام و توجه ندارند نسبت به مسائل سلوكي هم ابداً رشد و ترقي نخواهند داشت. 5 – اهتمام و توجه افراد نسبت به اداي حقوق الهي از اهتمام ايشان در بدست آوردن مايحتاج زندگي بايد بيشتر باشد. 6 – تصرف خودسرانه افراد در مصرف خمس و زكاة حرام ميباشد و برءالذّمة نميباشد. 7 – پاسخ قاطع و متقن مرحوم علّامه طباطبائي به افرادي كه مخالف تدريس فلسفه و قائل به صرف وجوهات شرعيه در موارد خاص بودهاند. 8 – تأكيد بيشمار روايات مبني بر اداء حج واجب و اينكه شخصي كه بدون انجام حج واجب از دنيا برورد به دين يهود يا نصاری از دنيا رفته است.
لزوم اهتمام و پایبندى نسبت به تعهدات و التزامات
4اما نسبت به امور آخرت، امور آخرت یعنى نسبت به تعهّدات شرعى، چه تعهّداتى كه با افراد داریم و یا تعهّداتى كه با خدا داریم، هر دوى اینها داخل در مسائل آخرت است. راجع به مسائل آخرت کانّک تموت غدا؛ همین فردا مىخواهى بمیرى. ببینید مسئله دارد چه اهمیتى پیدا مىكند. تعهّدى كه نسبت به افراد داریم. ما نسبت به خودمان تمام تعهّدات را انجام مىدهیم ولى نسبت به تعهّدات افراد انگارنهانگار هیچ چیزى وجود ندارد. نسبت به تعهّدات مالى اصلًا كأَنّ یك همچنین مسئلهاى بین ما و بین افراد دیگر انجام نگرفته است. راجع به تعهّدات اخلاقى كارى كه باید براى شخص انجام بدهیم، مسئلهاى را كه باید براى فردى در نظر بگیریم، شرطى كه انجام شده، مطلبى كه ردوبدل شده اصلًا در ذهن نمىآوریم و نسبت به او هیچگونه اقدامى نمىكنیم. درحالىكه امام مجتبى علیهالسّلام مىفرمایند: باید نسبت به امور آخرتت شب را سر به مُتكا نگذارى و مسئله را به فردا بیندازى، شب را سر به مُتكا نگذارى و با این خیال ... اگر حتى نمىتوانى در آن موقع، باید در موقع خواب تشویش و اضطراب خواب را از تو برُباید.
الآن قضیهاى به ذهنم آمد گفتم خدمت رفقا عرض كنم تا اینكه نسبت به مسائل اخلاقى و ارتباطات، مطالب یك قدرى بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. یك شب در زمانهاى سابق ـ من تقریباً سنّم حدود چهارده، پانزده سال بود ـ در مسجد قائم بعد از جلسه تفسیر مرحوم آقا ـ كه ظاهراً تفسیر راتبى داشتند ـ من كنارى نشسته بودم با یكى از همین دوستان صحبت مىكردم. دیدم یك قدرى ناراحت است. گفتم: فلانى چرا گرفتهاى؟ جواب ما را نمىدهى؟ گفت: والّا فردا اوّل وقت یك بدهىدارم و براى این مسئله و قضیه چیزى هم هنوز به دست نیامده است. گفتم: بدهىات چقدر است؟ آن زمان یادم است حدود سیصد و خردهاى تومان ـ این قضیه مال سى سال پیش است ـ ما هم كه پول نداشتیم همینطورى فقط گوش دادیم. مرحوم آقا از من سؤال كردند كه با فلانى چه صحبتى مىكردى؟ درحالىكه یك همچنین مسئلهاى سابقه نداشت ما حرف مىزدیم، اما نسبت به این خصوص قضیه ایشان فرمودند: با فلانى چه صحبتى مىكردى؟ گفتیم: آقا ایشان یك همچنین حرفى زد، ما از او سؤال كردیم كه شما گرفتهاى، ناراحتى، چه هستى؟ ایشان گفت: من یك همچنین مشكلى دارم فردا اینقدر بدهى دارم. ایشان گفتند: زود بیا، بیا منزل من زود این مبلغ را بدهم و برو تا ایشان نرفتهاند به ایشان بده.
