توحید محوری و حقمداری در امور فردی و اجتماعی سالکان إلی اللَه
9روی این جهت مسئله در اشتغال خارج، میرود روی خدامحوری! میرود روی این حقیقت توحید! دیگر تكلیف برای «او» میشود. و انسان باید ببیند كه از طرف او چه چیزی به انسان امر میشود و انسان از چه چیزی نهی میشود. خدا به یك نفر میگوید: این كار را انجام بده. به یك نفر دیگر میگوید: این كار را انجام نده. هر شخصی طبق موقعیت خودش مكلّف است و انسان باید موقعیت خودش را دریابد كه از نقطه نظر واقع با چه پدیدهها و حقایقی روبرو است؟!
امام مجتبی علیهالسلام در اینجا این نكته بسیار مهم را تذكر میدهند. حضرت میفرماید: اعمَل لِدُنياك كأَنَّك تَعِيشُ أَبَداً وَ اعمَل لآِخِرَتِك كأَنَّك تَمُوتُ غَدا1 دنیا چقدر اهمیت دارد و آخرت برای تو چقدر اهمیت دارد! مسئله دو دو تا چهار تا است. انسان چقدر عمر میكند؟ شصت سال، هفتاد سال، بیشتر كه عمر نمیكند. آن هم در این دوره زمانه كه هیچ اعتباری به هیچ چیز نیست و سی سالش هم زیاد است، از هر دری و هرطوری بالاخره مسائل كم و بیش بر حَسَب احتمالات است!
یك شخصی احتمالاتی را حساب كرده بود جایی من میخواندم كه در هر ثانیه انسان با پنجاه هزار احتمال مرگ روبرو است. در هر ثانیه بر حساب احتمالات و امراض و مسائل و قضایای مختلف و چیزهایی كه ممكن است پیش بیاید حساب كردند، در هر ثانیه یا پنج هزار یا پنجاه هزار این اشتباه از من است و حالا چیزهای دیگر هم كه اضافه شود این احتمالات ضریبش میرود بالا، در یك همچنین وضعیتی انسان به فردای خودش اعتماد دارد؟ به پس فردای خودش اعتماد دارد؟ چه بسا افرادی بودند شب سر را به بالین گذاشتند، صبح از خواب بلند نشدند. افرادی بودند از منزل آمدند بیرون، تصادف كردند و از دنیا رفتند. افرادی بودند كه آمدند با هزار مسائل غیرعادی برخورد كردند و دستشان از این دنیا كوتاه شده. این دنیا همین دنیایی است كه ما داریم میبینیم. این همین دنیاست، همین وضعیتی كه ما داریم میبینیم، همین بیاعتباری كه ما داریم میبینیم، همین بیپایگی و سستی كه ما داریم میبینیم، این دنیاست. انسان از یك ساعت بعدش خبر ندارد، انسان از یك دقیقه بعدش خبر ندارد هر حادثهای كه ممكن است برایش پیش بیاید هیچ اطلاعی از آن ندارد.
- بحار الانوار، ج ٤٤، ص ١٣٩.

