توحید محوری و حقمداری در امور فردی و اجتماعی سالکان إلی اللَه
22وَابْنُ اللَّبُونِ إِذَا مَا لُزَّ فِی قَرَنٍ *** لَمْ یسْتَطِعْ صَوْلَةَ الْبُزْلِ الْقَنَاعِیسِ1 اهل ادبیات بود. خدا رحمتش كند. ایشان وقتیكه انقلاب شد یادم هست مرحوم آقا این پیشنویس قانون اساسی را كه نوشته بودند. یك روز ما در مسجد بودیم دیدیم كه مرحوم دكتر مهدی آذر آمده در مسجد، به آقا گفت: من شنیدم شما راجع به قانون اساسی پیش نویس نوشتید من میخواهم مطالعه كنم. ایشان گفتند: بله! همچنین مسئلهای است من میفرستم برای شما مطب. بعد از ظهر به یكی از دوستان گفتند: كه این را ببرید مطب. بعد از چند روز آمدند و تلفن كرد و گفت: من میخواهم راجع به مسائلی با شما صحبت كنم، و آمد با مرحوم آقا راجع به این مسائل صحبت كرد. عبارت ایشان این بود كه: این پیش نویس شما طرز تفكر ما را نسبت به حكومت تغییر داد.
ببینید این مرد آدم منصف است، از افراد جبهه ملی هم بود. همه جور افراد ما داریم. همه را نمیتوانیم یك كاسه بگوییم همه یك قسم و به یك نحو هستند. هر كسی برای خودش حساب خاص به خودش را دارد. ایشان پذیرفت البته گفت نسبت به خیلی از موادش من ایراد دارم و خیلی آزاد بود. این روحیه آزاد خوب است در همه ما وجود داشته باشد. با وجود اینكه طرز تفكر آن گروه نسبت به حكومت تفاوت داشت. ولی ایشان از میان آنها آمد و گفت: این پیش نویس شما خیلی از مسائل را در ذهن من تغییر داده. خدا رحمتش كند.
انسان چیزی را كه نمیداند نباید بگوید كه من میدانم. باید طبق همان مقدار، سعهای كه خداوند برای او قرار داده به همان مقدار حركت كند. ما غصه چه شخصی را میخواهیم بخوریم؟!
مطلب زیاد بود؛ یك مقداری از قضیه را ما به حاشیه رفتیم. مطالب دیگری بود كه میخواستم عرض كنم و اینها به عنوان مقدمه بود. انشاءاللَه اگر خدا توفیق بدهد در فرصت دیگر مسائل را با رفقا بیشتر در میان میگذاریم تا ببینیم كه خداوند از این دریای معارف الهی كه به واسطه اولیای خودش و به واسطه ائمه هدی صلوات اللَه و سلامه علیهم نصیب ما كرده است چقدر میتوانیم بهره بگیریم.
- بچه شتر را وقتىكه با يك ريسمان به يك شتر مىبندند نمىتواند آن شتر بزرگتر را تحمل كند.

