اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توحید محوری و حق‌مداری در امور فردی و اجتماعی سالکان إلی اللَه

14258
عنوان بصری

توحید محوری و حق‌مداری در امور فردی و اجتماعی سالکان إلی اللَه

18
  • آن كسی كه این مداوا را، این عمل را به دست شما قرار داد، مداوا را به دست خودش قرار داده. حالا هركه می‌خواهد باشد، هركه می‌خواهد نباشد، شما باید به وظیفه‌تان عمل كنید. بیماری از اوست، مداوا هم از اوست. شما به مقداری كه برای شما مشكل نباشد، فشار نیاید، اذیت نشوید، بتوانید آرامش خود را حفظ كنید، به‌همین مقدار شما بیشتر مكلف نیستید. حالا گیرم بر اینكه فرض كنید شما آمدید ٢٤ ساعت خودتان را در بیمارستان و عمل گذراندید. چندتا مریض به واسطه دیر شدن كور شدند، به شما چه مربوط است؟! این دیگر دست شما نیست. شما با این كیفیت كه می‌خواهید حركت كنید دو روز دیگر از كار می‌افتید! چرا؟ چون اعصاب شما هم حدی دارد، سیستم عصبی شما هم حدی دارد، جهاز هاضمه شما هم حدی دارد، توان مغزی شما هم حدی دارد، همه اینها حد دارد. بله، یك وقتی خداوند یك اعصابی مانند فولاد قرار می‌دهد، یك وقتی خداوند یك توانی مانند فولاد قرار می‌دهد و یك عمری به مقدار عمر نوح قرار می‌دهد، و امكاناتی به دیگر نوع و به دیگر كیف قرار می‌دهد، آن موقع مسئله فرق می‌كند. ولی امكاناتی كه خدا به ما داده محدود است. هشت ساعت كار می‌كنی، ده ساعت كار می‌كنی، باید بروی استراحت كنی، استراحت نكنی، مریض می‌شوی، و از آن چهارتا مریض كه باید مداوا كنی می‌افتی. كار باید عُقَلایی باشد.

  • اینجاست كه دو طرز نگرش توحیدی و غیر توحیدی مُتَلَوِّن به لون و رنگ عبادی و الهی می‌تواند خودش را نشان بدهد. در مكتب توحید، همه افراد در یك راستا در خدمت پروردگارند. لذا امیرالمومنین علیه‌السلام به مالك اشتر همان‌طوری كه عرض شد فرمودند: مالك فقط اوقات خود را به حكومت نگذران؛ برای خودت‌هم وقتی بگذار.1 بالاخره تو هم بشری، بالاخره تو هم انسانی، تو هم تكامل داری، تو هم تكامل داری، تو هم فكر داری. خود همین ایشان (دكتر سجادی) به من گفت: اگر نبود دستور مرحوم آقا و دستور ایشان بر اینكه من كار را كم كنم، حساب دیگری روی مسائل باز كنم، و بینش خود را نسبت به مسائل تغییر بدهم، قطعاً دیوانه شده بودم. هیچ مسئله بُروبَرگرد نداشت. چون طوری مطلب را به من گفته بودند كه من این نحوه عمل را جز به تكلیف عینی و واجب مفروض بر خود تلقی می‌كردم. دیگر نمی‌دانستم این مطالب هم هست، این نگرش هم هست، این نحوه تفكر هم هست. كار به كجا می‌رسد؟ كار به اینجا می‌رسد كه انسان دیگر قطع می‌كند، یك‌دفعه انسان می‌بُرد، انسان بار را زمین می‌گذارد. خیلی تفاوت دارد. باید به مقداری بود كه آن مقدار بر حال انسان غلبه نكند. كار باید به مقداری باشد كه حال انسان را در ارتباط با پروردگار و در ارتباط با مسائل جانبی دیگر، حال انسان را نباید بگیرد.

    1. نهج البلاغه، نامه ٥٣: اجعَلْ لنفسِك فيما بينَك و بينَ اللّه ...