توحید محوری و حقمداری در امور فردی و اجتماعی سالکان إلی اللَه
16دیگر وقتی نیست، گفتند كه دیگر فرصت نیست. وَ اعمَل لآِخِرَتِك كأَنَّك تَمُوتُ غَدا، فردا از دنیا میروی.
حالا ما به این كلام چقدر نزدیكیم؟ بیاییم یكی یكی خودمان را بررسی كنیم؛ كلام امام مجتبی است، حرف ما كه نیست! چقدر ما خودمان را با این كلام وفق دادیم. ما كه به سهم خود دستمان را بالا كردیم و تسلیم هستیم. ولی میشود انسان تجدید نظر كند، میشود انسان دوباره به خود بیاید، میشود انسان از این فرصت استفاده كند. هر كاری را مطابق با آن تكلیفی كه خدا قرار داده انسان باید به تكلیف عمل كند. میخواهد آن عمل در خارج انجام بشود یا انجام نشود. میخواهد انجام بشود یا انجام نشود.
آنچه كه مبنای توحید در اشتغال خارجی است این است كه انسان عمل را برای او انجام بدهد، میخواهد به نتیجه برسد، میخواهد نرسد، این مبناست. برای خود چیزی برنگیرد، به حساب خود چیزی را نگذارد، به حساب خود نگذارد؛ عمل او باید به اندازهای باشد كه بر حال او غلبه نكند. هر شخصی به مقتضای اشتغال خودش؛ یك طالب علوم دینی نباید آن مقدار مطالعه كند كه بر حال عبادت او بتواند اثر بگذارد. نه، مطالعه حساب دارد، شش ساعت میتواند، قدرت دارد، هفت ساعت میتواند، هشت ساعت میتواند، چهار ساعت میتواند، باید به مقداری مطالعه كند كه اگر بخواهد ساعتی را هم خلوت كند عبادت كند قرآنی بخواند، آنقرآن را از روی حال و حوصله بخواند، نه اینكه گفتهاند روزی یك مقداری قرآن بخوانیم، دیگر چه كار كنیم بخوانیم، این را هم دیگر انجام بدهیم. نه! آیا ما همینطوری سر درس وارد میشویم؟!، اینطوری به كلاس میرویم؟! یا خودمان را آماده میكنیم، خودمان را آماده میكنیم كه این مسئلهای كه مطرح میشود، این مسائل و مطالب را با فكر باز بگیریم. راجع به عبادت هم مسئله همین است. حالا شاید من نتوانم راجع به این قضیه بیشتر صحبت كنم چون وقت دیگر اجازه نمیدهد. انشاءاللَه راجع به این مسئله صحبت خواهیم كرد.

