توحید محوری و حقمداری در امور فردی و اجتماعی سالکان إلی اللَه
12ببینید خدا یك مورد به ما نشان داد. روز قیامت مثل دوران حج در حال احرام است. آنجا همینطوری است. منتها در آنجا یك لُنگ به كمر و یك دانه به دوش نداری. همینطوری انسان با همان لباس میآید و در صحرای محشر در كارهایی كه انجام داده، در مسائلی كه انجام داده ... تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى ... الحج، ٢ خیال میكنید مردم مستاند. آدم مست به او دست بزنی نمیفهمد. تویمستی خودش است. هرچه به او بگویی نمیفهمد. توجه ندارد وَ ما هُمْ بِسُكارى مردم مست نیستند، گرفتارند. گرفتار كارهای خودشان هستند. پرده كنار رفته، تمام كارهای روز دنیا از اول تا آخر الان آمده درون مغز، آمده درون نفس، دارد میرود به طرف خدا، دارد میرود به طرف آن مبدأ، دارد میرود به طرف حساب. این گیجی مال حساب پسدادن در مقابل است كه نمیداند چه كار كند. اما برای كسانی كه پرونده شان درست است به خود مراجعه میكنند میبینند كارهایشان درست بوده، دیگر مست نیستند. میدوند، آنها مرتب میخواهند ترمز بزنند، میخواهند بایستند، ولی نمیشود. ملائكه میگوید: كجا ایستادی برو! نوبت تو است. كجا ایستادی، برو! آمدی درون صف باید بروی دیگر!
یكی از دوستان میگفت: ما رفته بودیم در جایی برای شنا برای مزاح بد نیست رفتیم برای شنا دیدیم اینها میرفتند بالا، خیلی بالا، از آن بالا یك عده خودشان را میاندازند پایین. گفتیم: ما هم برویم. گفت: برویم خودمان را بیاندازیم. رفتیم دیدیم درّه است اینكه آب نیست. آخر این وقت مسئله یك جور بود كه راه برگشت نداشتیم. پشت سرمان بیست نفر ایستاده بودند. گفتیم: چكار كنیم؟ در همین حال كه ایستاده بودیم یكی از آن عقب گفت: برو دیگر این همه معطل كردی! میگفت: دیدیم همینطور داریم میآییم پایین. میگفت: دیگر نفهمیدیم چطور شدیم، خوردیم، رفتیم داخل آب، آمدند ما را گرفتند آوردند بیرون. از همینهایی كه نجات میدهند. روز قیامت هم اینطوری است. پشت سر ایستادند نمیتوانی بایستی ... باید بروی جلو حساب پس بدهی. تا میخواهی بایستی. اما كسی كه نامه او درست است، آن دیگر میپرد. آن اصلًا میجهد، میپرد. چرا؟ میداند چه خبر است! دیگر اطلاع دارد وَ لكِنَّ عَذابَ اللَه شَدِيدٌ الحج، ٢ عذاب خدا شدید است. اینها مستند. باید عمل بر اساس توحید باشد.

