اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظام تربیتى و تكاملى انسان بر اساس حفظ ظاهر و توجه به باطن

14544
عنوان بصری

نظام تربیتى و تكاملى انسان بر اساس حفظ ظاهر و توجه به باطن

20
  • انْ لايُدَبَّرِ العبد لِنَفْسِهِ تدبيرا. یعنی این. تدبیر انسان، او دارد تدبیر می‌كند، معاویه دارد تدبیر می‌كند به آن حكومت برسیم، یك سی‌كیلو هم مثلًا بار داریم، یك سی‌كیلو به بارمان اضافه می‌شود. حكومت شام را هم بگیریم یك سی‌كیلو هم بگذار رویش عیب ندارد. اینها همه چه است؟ هی دارد بار می‌گذارد، حكومت مصر را هم بگیریم، خب یك سی‌كیلوی دیگر هم ... چقدر دیگر می‌توانی؟ آخر بنده خدا باید خودت را از زیر این بار خلاص كنی، هی داری به خودت باز اضافه می‌كنی. این می‌شود چه؟ این می‌شود خلاف. امّا امیرالمؤمنین اینطور نیست. او از خدایش است كه یكی یكی بارها در بیاید. مردم هجوم می‌آورند، دم خانه‌اش در را می‌بندد، بروید بابا، هر كه را انتخاب كردید، حالا هم بروید یكی دیگر ... خب مگر شما نمی‌گوئید دمكراسی؟ مگر نمی‌گوئید جمهوری؟ خب حالا چرا آمده‌اید سراغ من؟ بروید یكی را انتخاب كنید از آنها، این همه ریخته‌اند، طلحه ریخته، زبیر ... نیائید.

  • آن وقت حالا امیرالمؤمنین با این وضع كه می‌آید این دلخوش است، دلخوشیش به این است، كه بیست و پنج سال خدا یك چهره نشان داد. الآن چهار سال دارد چهره دیگر نشان می‌دهد، از عهده این چهار سال برآمد، امیرالمؤمنین همه فكرش این است كه مبادا ظلمی در اینجا انجام بشود، مبادا حقّی از مظلوم ضایع بشود، مبادا تخلّفی از آن مجری و ممشای رسول خدا انجام بشود، تمام نگرانی امیرالمؤمنین به این است فقط. وقتی هم كه ابن‌ملجم می‌آید و كار خودش را انجام می‌دهد، می‌گوید راحت شدم، واقعاً می‌گوید راحت شدم. آن فزتُ و رب الكعبه‌ای كه امیرالمؤمنین گفت، آن فزتُ و رب الكعبه همینطوری نبود، برای دلخوشی و برای تفاخر نبود. امیرالمؤمنین علیه‌السّلام با ضربت ابن‌ملجم دیگر دید به مقصود رسید، هم بیست و پنج سال آن طور طی كرده در منزل و دست به خلافت نزد با آن وضعیت عجیب كه اصلًا من گاهی اوقات به دوستان می‌گویم، اصلًا تفكّر كردن در سیره امیرالمؤمنین واقعاً برای انسان جنون می‌آورد. یعنی از تحت فكر یك بشر خارج است كه امیرالمؤمنین چه كشید و چگونه عمل كرد؟ و بعد هم چهارسال دیگر، هنوز به خلافت نرسیده یا علی جنگ بصره شروع شد، جنگ جمل شروع، جنگ شام شروع شد، هجده ماه در آنجا بهترین یاران امیرالمؤمنین در جنگ شام به شهادت رسیدند. جنگ نهروان، بعد هم بسیار خب، بعد هم دیگر بفرمائید، دیگر تمام شد. این فزت و رب الكعبه امیرالمؤمنین از ته دل بود، از سویدای دل بود، از آن حالت واقعی كه حضرت می‌گفت: دیگر من پرونده‌ام را تمام كردم، دیگر تا اینجا رسید قضیه.