نظام تربیتى و تكاملى انسان بر اساس حفظ ظاهر و توجه به باطن
18پول را بر میدارد به جای اینكه برود به كار و كسب بیندازد این پول را در جوی آب بیندازد. این میشود آدم، آدم احمق، حالا اهل دنیا كی هستند، اهل دنیا آن كسانی هستند كه تمام هوش و حواس را میگذارند برای رسیدن به دنیا و برای رسیدن به منصب، منظور از دنیا فقط مال نیست ها. مال یك مقداری از مسأله است، برای رسیدن به مناصب، برای رسیدن به ریاستها، برای رسیدن به خودیتها و خود محوریها و انانیتها، برای رسیدن به خود كامگیها و برای ترفّعها، تمام هوش را قرار میدهند. با این این طور بگوییم با این آنطور بگوییم، این طور اعلامیه بدهیم آن طور بر علیه او، این طور كار بكنیم این طور بزنیم. امّا نسبت به مسائل دینشان احمق هستند. احمق جان اگر شما، برای دنیا اینقدر فكر میكردی ده درصدش را برای خدا میگذاشتی این طور نمیكردی. این نحوه كار انجام نمیدادی. برای رسیدن به یك منصب هر چه از دهنت در آید نمیگفتی. برای رسیدن به ریاسات عِرض و آبروی مؤمن را نمیبردی و برای بدست آوردن مال آنچه را كه خلاف دستور خدا و رسول و اسلام است آن را عمل نمیكردی این میشود چی؟ میشود آدم احمق به همان مقدار كه نسبت به دنیا زیركی. امیرالمؤمنین علیهالسّلام در نهجالبلاغه نوشته: خیال میكنید كه معاویه زیرك است و من نادان و كودن هستم. حضرت میفرمایند: وَ اللَه ما مُعاوِيَةُ بِاءَدْهَى مِنِّى [وَ لَكِنَّهُ يغْدِرُ وَ يفْجُرُ] معاویه از من زیركتر نیست. آن كلك و حقّهبازی است. من تقوی دارم او ندارد، او نشسته دارد با خودش در آن عرش: شب كه دارد به رختخواب میرود، صبح كه بلند میشود، ناهار كه دارد میخورد، صبحانه كه دارد میخورد، [تمام فكرش این است] كه چه طوری آن را از دور علی بپراكنم، چه طوری به آن پول بدهم، به آن نامه بدهم، به آن موقعیت بدهم، به آن حكومت فلان را وعده بدهم، یكی یكی ...

