اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجوب تعهد و التزام در روابط فردى و اجتماعى

14635
عنوان بصری
نسخه عربی

وجوب تعهد و التزام در روابط فردى و اجتماعى

13
  • فرض كنید كه یك طبیبی خُب آن مرض برایش مشخّص نشده از میان بیست تا احتمال از میان سی تا احتمال دو احتمال را برایش منجّز است، خُب باید برای هر دو دوا بدهد. خب نمی‌تواند آن مسأله دیگر را رها كند. این، در اینجا این احتیاط با اتقان در عمل منافات ندارد بلكه در راستای احكام در عمل قرار می‌گیرد. امّا در مسائل عبادی مكلّف باید از روی یقین این عمل را انجام بدهد، اینكه این عمل اوست. حالا این كار را انجام بدهم احتیاطاً هم این كار را انجام بدهم این موجب تردید در نفس و در نتیجه عدم آن تأثیر گذاری لازم را برای حركت و برای عبور انسان دارد.

  • البتّه راجع به این قضیه بعداً باز صحبت می‌شود فعلًا به عنوان گذرا خدمت دوستان عرض كردم، همین مسأله در مورد مسائل سلوكی است. در مورد مسائل سلوكی است. كسی كه وسواس دارد سالك نیست. كسی كه وسواس دارد نمی‌تواند حركت بكند. كسی كه نسبت به مسائل وسواس دارد و نمی‌داند ...

  • آقایان! دوستان! ما مگر غیر از آنچه كه از بزرگان و از ائمّه در كارهایمان در كارهایی كه انجام می‌دادند ما دیدیم باید تبعیت كنیم؟ ما غیر از آنچه كه مگر از آنها مشاهده می‌كردیم، آن لباسی را كه ما می‌پوشیم آن لباس را هم آنها هم می‌پوشیدند. آن كارهایی كه ما در طول روزمرّه انجام می‌دهیم آن كارها را آنها هم انجام می‌دادند، آنها هم انجام می‌دادند. آن برنامه‌های اشتغال، بازار و تجارت و بیا و برو و درس و بحث و مسائل منزل و خارج و اینها كه بودیم آنها هم انجام می‌دادند. هیچ وقت آنها امر غیر عادی انجام نمی‌دادند. در مسأله طهارات و نجاسات و در مسائل عبادات هیچ وقت آنها نمی‌آمدند یك مسائل غیر عادی را به خود بوجود بیاورند یك حریمی دور خود بوجود بیاورند، اصلًا نجاست به آنها هیچ ترشّح نكند. دیده‌اید بعضی‌ها می‌گویند در این چیزها كه فرض بكنید كه اهل بعضی از كارهای غیرعادی می‌گویند فلانی را برد در كجا دورش یك خط كشید نمی‌دانم توی این خط دیگر فرض بكنید حیوانات داخل نمی‌شدند نمی‌دانم مار و عقرب داخل نمی‌شدند سوسك و نمی‌دانم از این حرفها نمی‌آمدند. اینها كه برنامه‌شان اینطور نبود. دور خودشان و دور حدود خودشان یك خط نمی‌كشیدند كه حالا فرض كنید كه ترشحی به آنها نشود یا فرض كنید كه ... نه عادی، همان لباس كتان و پشمی كه ما می‌پوشیم آنها هم می‌پوشیدند. همانطوری كه ما در زندگی كار انجام می‌دهیم آنها هم انجام می‌دادند. همانطور كه ما با این مسائل در ارتباط هستیم آنها هم ارتباط داشتند، همانطور كه ما تكبیرة الإحرام می‌گوییم آنها هم همین‌طور تكبیرة الاحرام ... هیچ وقت دیده‌اید فرض بكنید كه من ندیدم در تمام كه یك فرض كنید ولّی خدا یا فرض كنید كه حالا به ولایت هم نرسیده در طول ولایت، در طول حركت، در طول سلوك مرتباً بگوید اللَه اكبر دوباره دست را ... نشد دوباره اللَه اكبر، نشد این چیزها را نداریم. این چیزها را اصلًا مشاهده نكردیم. یا فرض كنید كه نسبت به ادای كلمات در نماز آنچنان در تلفّظ فرو بروند كه اصلًا نفهمند خدا كجای قضیه است، پیغمبرش كجای قضیه است، نمی‌دانم فرض كنید با كی‌ دارند حرف می‌زنند؟ تو داری با خودت حرف می‌زنی یا داری با خدا حرف می‌زنی؟ تو داری جمله پردازی می‌كنی یا داری با خدا حرف می‌زنی؟ آقا جان نمازی كه می‌خوانی خدا در مقابل شماست فرض بكنید الآن خدا آمده در اینجا یا فرض كنید كه حالا خدا كه نمی‌تواند بیاید، حالا یك مثال چیز بزنیم: