اهمیت نظم و تدبیر و جایگاه آن در زندگی انسان
10این لیوان كه الآن فرض كنید در كنار من هست اگر این لیوان را این دوست محترم ما آب در آن نریزد این لیوان همیشه خالی خواهد بود. حالا اگر امثال این لیوان شما هزار تا در این اتاق بچینید تا یك شخصی نیاید این لیوانها را پر نكند این لیوانها خالی است. این هزار تا لیوان بشود دو هزار تا لیوان، باز پر نمیشود. صد هزار تا لیوان، هر چه بیشتر بشود احتیاج بیشتر میشود. زحمت آن پر كننده بیشتر میشود، هی باید كمرش را خم كند یكی یكی اینها را پر كند. البته برای خدا كاری ندارد. منتها اگر جنبه مادی داشته باشد، بخصوص كه طرف دیسك هم داشته باشد خب دیگر سر صدمی همانجا مینشیند، در حالی كه خداوند دارد كه. .. اللَه الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ ... الأحقاف، ٣٣ از خلق اینها هیچ وقت خدا به ستوه درنمیآید.
این مسأله و این جهت آن جهتی است كه در دیدگاه یك عارف است، عارف هیچ گاه به كثرت نگاه نمیكند. یكی از معیارهایی كه خداوند به دست ما میدهد، همیشه عارف به وحدت نگاه میكند نه به وحدت به معنای یك وحدت نقطهای و مشارٌالیه، به آن وحدت ذهنی خودش عارف نگاه میكند. هزار نفر میآیند در مقابل یك عارف میایستند، عارف تمام این افراد را مجسمه میبیند، همه اینها صحبتمیكنند میگوید خب بالاخره یك ضبطی توی اینها گذاشتهاند، دارند اینها حرف میزنند. فرض كنید كه یك مجسمه، یك رُبات را شما در نظر بگیرید، بعد هم یك نوار در آن بگذارند، سپس از دهان این رُبات فرض كنید كه صدا بیرون بیاید هیچ وقت در ذهن شما پیدا شده كه این عقل دارد، شعور دارد، نه، برنامه است كه پروگرامه شده، برنامه شده به آن دادهاند، این طبق آن برنامه میآید كار میكند، دستش را تكان میدهد، صدایی از دهان او خارج میشود، فرض بكنید كه صحبت میكند. ولی هیچ گاه این اعمال ظاهر شما را به شعور و به حیات او نمیرساند. هزار تای غیر از اینها هم انجام دهد باز شما میگویید این بدون شعور و بدون حیات است.

