اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأمین امنیت اخلاقى جامعه ازمهم‌ترین وظائف حكومت اسلام

14273
عنوان بصری
نسخه عربی

تأمین امنیت اخلاقى جامعه ازمهم‌ترین وظائف حكومت اسلام

11
  • یعنی مسأله تأمین امنیت اخلاقی كه آن امنیت اخلاقی به عنوان اصل مهم برای تأمین تربیت افراد به نقاط كمال .... مرحوم آقا می‌فرمودند در زمان سابق كه همان زمان شاه بود: این ایران ایران نبود، ایران پاریس بود، بارها می‌فرمودند: این ایران ایران نیست، ایران اسلام نیست. ایران حكومت اسلامی ندارد. یك ظاهری اسلام دارد. و خوب البتّه این ظاهر هم به عنوان ظاهر كه خوب حكومت اسلامی شیعه است به این مقدارش محترم، ولی فقط یك اسمی از اسلام بود و یك اسمی از تشیع بود و در رادیو فرض بكنید كه اسم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در اذانها اینها گفته می‌شد، و در سایر جاها .... بسیار خوب. ولی از این مسأله كه صرف نظر كنیم كجای ایران فرض كنید كه به عنوان نظام اسلامی در آنجا مطرح بود. انسان از منزل خودش بیرون نمی‌توانست بیاید. انسان در خیابانها گردش نمی‌توانست بكند. انسان جایی نمی‌توانست برود. بله افراد عادی كه اینها توجّه به هر مسأله‌ای ندارند چشمشان را به هر جایی می‌اندازند، به هر جایی توجّه دارند، یادتان می‌آید دیگر زمان سابق بسیاری از آنها اصلًا در تمام این سینماها به نحوی بود كه مناظر خود جلب توجّه می‌كرد، آنوقت چطور یك انسانی كه می‌خواهد فرزندش را نه همگام با این جامعه دون و پست بلكه به عنوان یك شخصی كه بتواند مراتب تهذیب و كمال را در این جامعه طی بكند، چطور ممكن است انسان در یك همچنین جامعه‌ای زندگی بكند؟! از منزل ما تا مسجد قائم فرض بكنید كه تقریباً حدود ٧ یا ٨ دقیقه بیشتر پیاده راه نبود، از همان منزل تا مسجد، بین منزل ما و بین مسجد قائم دوازده مشروب‌فروشی وجود داشت. هفت دقیقه راه یعنی فرض بكنید كه تقریباً نصف می‌شد دیگر، در هر چهل ثانیه‌ای ما به یكی از این موارد می‌رسیدیم. البتّه بعضی از آنها می‌آمدند نسبت به ما ادای احترام هم می‌كردند، سلام هم می‌كردند. از همین مسیحیین و اینها در آنجا خوب خیلی بودند و خوب بسیاری اینها حالا در آن منطقه‌ای كه ما بودیم مسیحیها خیلی بودند و باز آنها به دیده احترام نگاه می‌كردند و رعایت می‌كردند. انصافاً حالا آن موقعیت مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بود آن كیفیتشان واقعاً آنها را تحت تأثیر قرار داده بود، به طوری كه ما در حركات آنها تغییر محسوسی را بعد از یك مدّت كمی مشاهده می‌كردیم. و بعد از اینكه مرحوم آقا مشرّف شدند به مشهد ما می‌دیدیم كه آنها واقعاً اظهار تأسّف می‌كنند و گاهی كه ما را در طهران ملاقات می‌كردند، حتّی گریه می‌كردند از فقدان این مرد بزرگ. یعنی این نحوه ارتباط ایشان به یك نحوه‌ایی بود كه همه افراد را تحت تأثیر قرار می‌داد. وقتی حركت می‌كردند به سمت مسجد آنها از مغازه‌هایشان بیرون می‌آمدند و از كارشان دست می‌كشیدند و ادای احترام می‌كردند. بعضی از همین مشروب فروشیها صاحب مغازه وقتی ایشان را می‌دیدند می‌آمدند بیرون و نسبت به ایشان سلام می‌كردند و ایشان سری تكان می‌دادند و خلاصه یك پاسخ فی الجمله‌ای‌می‌دادند و حركت می‌كردند. خوب بالأخره آنها در عالم خودشان بودند دیگر. حالا خدا می‌داند.