تأمین امنیت اخلاقى جامعه ازمهمترین وظائف حكومت اسلام
13یكی از این مسائل عبارت است از آزادی در بیان. هر شخصی در حكومت اسلامی بتواند نظرات خودش را آزادانه نه آن نظراتی كه بر خلاف اصل و اصول نظام حكومتی اسلامی است. نه، یكوقتی میآید میگوید آقا این نظام باید برگردد نظام یهودی بشود. خوب این دلیل ندارد. این مسأله بر خلاف اصل است. یكوقتی میگوید آقا برمیگردیم اصلًا نظام را میخواهیم كمونیستی كنیم. نه بیخود، یكهمچنین مطالبی جایی ندارد. یكوقتی فرض بكنید كه آقا میخواهیم فرض كنید كه اصل كیان این را از بین ببریم. فرض كنید كه مجلس میخواهد قانون وضع كند اصلًا ایران در تحت سیطره فرض كنید كه یك مملكت خارجی قرار بگیرد. این اصلًا معنا ندارد، این با اصل و كیان خود استقلال مملكت اینها منافات دارد. یا با استقلال عقیدتی مملكت اینها منافات دارد. نخیر، در نظام حكومتی اسلامی كه اسلام به عنوان اصل و به عنوان محور پذیرفته شده است، در این چهارچوب این چه اشكال دارد كه افراد در این چهارچوب بیایند نظرات خودشان را به عنوان یك مصلح بخواهند مطرح بكنند. آقا در اینجا این قانون اینجایش اشكال دارد، در آنجا آن قانون اشكال دارد.
و ما این مطلب را در زمان امیرالمؤمنین علیهالسّلام میدیدیم كه آزادانه میآمدند و نسبت به جریاناتی كه در زمان امیرالمؤمنین علیهالسّلام الی ما شاءاللَه نسبت به آنها به أمیرالمؤمنین اعتراض میكردند. یا میآمدند در منزل و یا میآمدند در مسجد. مغیرة بن شعبه یكوقت آمد پیش امیرالمؤمنین گفت: یا علی این راهی را كه شما در پیشگرفتی بنظر من اشتباه است. شما چرا اعلان جنگ با معاویه میدهی؟ این الآن مسأله اشتباه است و شما باید با معاویه فعلًا كنار بیایید. وقتی كه حكومتت مستقر شد و مردم تو را به عنوان خلیفه پذیرفتند، آنموقع اگر بخواهی معاویه را برداری اشكال ندارد، همه از تو میپذیرند. الآن حكومت تو نوپا است، الآن معاویه در آنجا استقرار دارد، از زمان عمر تا الآن معاویه در آنجا هست، و تو بخواهی با آنها .... خوب خون ریخته میشود. امیرالمؤمنین علیهالسّلام فرمودند: من نمیتوانم ببینم یك روز این مرد بر سر قدرت است. لا اتَحَمَّله یك روز را نمیتوانم ببینم كه این انسان واژگون دارد بر عرض و مال و ناموس مردم دارد حكومت میكند. این را نمیتوانم ببینم. مغیره رفت فردا آمد. گفت: یا علی من راجع به مطالب تو فكر كردم، دیدم حق با توست، حضرت فرمودند: دیروز راست میگفتی، امروز دروغ داری میگویی. دیروز واقعاً به عنوان نصیحت آمدی، امروز آمدی برای چاپلوسی. امروز دروغ است. میآمدند و بیان میكردند. امیرالمؤمنین علیهالسّلام فلان كار را انجام میداد، میآمدند در جلوی افراد آن حضرت را مورد بازخواست قرار میدادند. حتّی زنها، حتّی زنها آن حضرت را به محاكمه میكشاندند از پشت پرده، یا علی فلان كاری كه كردی اشتباه بود. حضرت عرض میكرد ای داد بیداد تا حالا با مردها طرف بودیم حالا باید بیاییم جواب زنها را هم بدهیم. جواب میدادند و میگفتند كه این مسائل خلاصه به یك نحو دیگری است. این مسأله

