تأمین امنیت اخلاقى جامعه ازمهمترین وظائف حكومت اسلام
10به یاد دارم در بعد از جنگ بین الملل دوّم كه این مسأله آزادی در بین كشورها خیلی رواج پیدا كرده بود و در سازمان ملل هم روی این قضیه خیلی تبلیغ میشد و از همانجا خیلی از احكام اسلام مورد تهاجم قرار گرفته بود، در یكی از این كشورها ظاهراً سوئد بود یا سوئیس بود من در این شك دارم آمدند و برای آزادی افراد آمدند قید و حد را برداشتند. یعنی پارلمان تصویب كرد یعنی به زور مردم كه باید در مملكت آزادی بدون قید و شرط باشد. هر كسی باید آزاد باشد. كار به جایی رسید كه این قانون بیش از شش ساعت نتوانست دوام بیاورد و بعد با دخالت ارتش این مسأله فیصله پیدا كرد. دیگر خود حدیث مفصّل بخوان از مجمل كه چه شد و مسأله به كجاها كشیده شد كه فوراً آمدند گفتند: نه! نه! نه!
ببینید مردم اینطوری هستند. متأسّفانه جامعه، هر جامعهای همه آن جامعه دارای افراد عاقل و با تجربه و پخته نیستند، در جامعه جوانهای كم تأمّل و كم تجربه وجود دارند، در جامعه افراد بیفرهنگ و بیتربیت فراوان دیده میشود. در جامعه افراد لاابالی فراوان دیده میشود. در جامعه افرادی كه مقید به هیچ قانونی نیستند، بسیار دیده میشود. حالا اگر ما بیاییم دموكراسی را تعریف كنیم كه در آن دموكراسی هر كسی آزاد باشد، این دموكراسی طبعاً به نفع چه كسانی خواهد بود. به نفع یك مشت افراد بی بندوبار لات بیفرهنگ بیتمدّن كه آنها به هر قسمی كه بخواهند بیرون بیایند، به هر قسمی كه بخواهند خود را در معرض قرار بدهند به هر قسمی كه بخواهند خود را در اجتماع ظاهر كنند. آنوقت تكلیف بنده و سركار به عنوان یك مسلمان كه میخواهد از فضای جامعه استفاده كند، در این جامعه حركت كند، در خیابانهای این جامعه میخواهد راه برود. زن و بچّهاش را میخواهد در این خیابانها بیاورد، تكلیف آنها چه خواهد شد؟! آنها باید بروند در كنج منزل و برای ابد در را بر روی همه ببندند. این صحیح است؟! این نكته نكتهای است كه از تعریف دموكراسی فعلی این نكته از قلم افتاده است.

