حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه
9آمدند و سؤال كردند خدا كجاست؟ گفت خدا بالاست. گفتند پس پایین خدا نیست! گفت اٍ چه شد؟ پس زمین خدا ندارد، خب چكار كنیم؟ بزنیم اینها را بیرون كنیم، ا، عجب، چون در جواب ماندی، بزنید بیرون كنید! هان، این شد جواب؟ درست شد؟.
این نظام نظامی بود كه آمد به یك روز آبروی اسلام را برد. و أمیرالمؤمنین در اینجا آمد بداد اسلام رسید. آمد چه كار كرد؟ گفت اگر آن جوابتان را نداد، بیائید من جواب میدهم، و آمد جواب داد و همه مسلمان و شیعه هم شدند، همانجا جلوی ابوبكر خطاب به أمیرالمؤمنین گفتند اشهد انّكَ خلیفة رسول اللَه. آمدند از مسجد بیرون رفتند دنبال امیرالمؤمنین. امیرالمؤمنین دستوراتی را به آنها دادند كه این كار را انجام بدهید. خوب این قانون قانونی است عقلانی. تخصّص برای اداره یك اجتماع، این تخصّص، قانون عقلانی است اگر نباشد از بین میرود.
قانون دوّم تعهّد است. تعهّد نسبت به آن جریان. تعهّد نسبت به این تخصّص، تعهّد نسبت به این معلومات. تعهّد نسبت به این اطّلاعات، نسبت به این برداشتها. خب مسلّم است در یك نظام اگر تعهّد نباشد طبعاً آن اطّلاعات نمیتواند كافی باشد. اطّلاع هست امّا شخص قید ندارد، نمیرود سر كار. میگویند آقا فلان مسأله اداره خراب است، میگوید: باشد ولی توجّه نكند. آقا فلان چیز را ما كم داریم، فلان قطعه را. میگوید حالا بگذارید فعلًا باشد! تخصّص دارد امّا تعهّد ندارد. نه منظور تعهّد الهی است، تعهّد در بكارگیری آن اطّلاعات. این مورد نظر است. آن اطّلاعی كه داری، تو الآن میدانی این قطعه الآن در هفته آینده با این فشاری كه دارد به او وارد میشود طبعاً این قطعه دیگر نمیتواند كارآیی خودش را داشته باشد و همین طور این دچار خورند میشود تا اینكه از كار بیفتد، از الآن باید بفكر بیفتی. از الآن بروی آن قطعه را بگیری كه كارخانه نخوابد. از الآن بدنبال ترمیم باشی، از الآن بدنبال تعویض باشی. اگر نه، تعهّد نباشد، هر وقتی كه از كار افتاد بیائید به من بگوئید. تا این دوباره بخواهد انجام بشود، خوب یك ماه كارخانه خوابیده دیگر.

