حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه
21مرحوم آقا میفرمودند: اگر كسی روزه بگیرد و شب در موقع افطار، آن غذاهای چرب و شیرین و سرخ كردنیها و اینها كه تلافی یك روز روزه هم در بیاید كه هیچ، برای بعدش هم بخواهد خلاصه ذخیره پروتئین و چربی و كالری و اینها بخواهد داشته باشد، ایشان میفرمودند: هزارسال روزه بگیری به این نحو نتیجه نمیبری. نمیبری. در موقع سحر ما باید یك نحوه غذا بخوریم، در موقع افطار. افطار برعكس است آن فرهنگی كه ...، باید غذای سبك بخوریم. افطار ما باید سبك باشد. غذایی كه بتواند یك مقداری اینها، برای سحر بگذارید. چرا؟ چون علاوه بر روزهای ماه رمضان شبهای ماه رمضان هم آثاری دارد. چطور آن وقت با این افطار شما میتوانید به آن فضائل شب برسید. لذا خود ایشان دأبشاناین بود و بزرگانی را هم كه من غیر از ایشان دیدم، در موقع افطار همین یك غذایی میخوردند كه رفع آن ضعف در روز را بكند. آن ضعفی كه در روز پیدا میشود بتواند رفع كند. بطوری كه انسان وقتی از سر سفره افطار برمیخیزد سبك برخیزد، احساس ثقل نكند. اگر احساس ثقل بكند آن شبش رفته، باید برای فردا شب فكر بكند. احساس ثقل نباید بكند. و خوب در طول شب اگر ضعفی پیدا بشود، میوهای بخورد. اشكالی ندارد. دیگر سرخ كردنی نخوریم، چیزهای چرب نخوریم، چیزهایی كه موجب ثقل در معده است نخوریم. اینها موجب میشود كه این قوای بدن صرف در هضم غذا بشود، آن لطافت نفس و روحی كه باید بواسطه سبكی پیدا بشود، آن لطافت حاصل نشود. از شبهای ماه رمضان غفلت نكنید. شبهای ماه رمضان! در دهه آخر ماه رمضان، این دهه آخر ماه رمضان را بیدار باشیم، فقط اختصاص به سه شب احیاء نداشته باشد؛ تمام بزرگان به شاگردانشان توصیه میكردند دهه آخر ماه رمضان را شبها را تا صبح بیدار باشید. البتّه خوب بمقدار ممكن. این طور نیست كه اگر موجب ناراحتی چیزی بشود انسان، ابرامی و اصراری در این قضیه باشد. این مربوط به غذا و این روزه روزه خاصّی است كه خوب گرفتنش خیلی خوب است.

