حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه
12البتّه الآن این بعنوان شوخی است كه عرض میكنم نه اینكه حالا مسأله مسأله. میگویند یك جایی امام جماعت مؤذنش مریض شده بود. گشتند مؤذن پیدا نكردند. یك یهودی را گفتند بیا تا تب او خوب میشود تو بیا اذان بگو. این میگفت:" بقول مسلمانها اشهد ان محمداً رسول اللَه" اینكه میگفت ما كه قبول نداریم عرض كردم بعنوان شوخی عرض میكنم.
حالا اگر یك كسی بیاید این مسئولیت را بپذیرد؛ این مسئولیت را بپذیرد و پذیرش این مسئولیت بعنوان بجریان انداختن بوجه احسن باشد، چرا نباید از او استفاده بشود؟ به چه دلیل؟
اینجا بود كه مرحوم آقا رضوان اللَه علیه درسنه چهل و دو یكی از مطالبی را كه با مرحوم آیتاللَه خمینی در آنجا به جریان میگذاشتند و خیلی نسبت به این مسأله تأكید داشتند همین قضیه است. قضیه این است كه الآن یك عدّه زیادی هستند كه این عدّه زیاد چندان با مبانی اسلام و مسجد و اینها سروكار ندارند و نداشتند، حالا در طرز فرهنگ. ولی اینها افراد خوبی هستند، اینها افراد متعهّدی هسستند، اینها افراد كاردانی هستند، اینها افراد با عِرق و با حمیتی هستند میخواهند كار انجام بدهند، میخواهند برای مردم كار انجام بدهند. چرا ما باید این افراد را كنار بگذاریم؟ و چرا باید دُگمی و بستگی نسبت به اجراء مبانی حكومتی برای یكعدّه خاص پیدا كنیم كه نه تنها این حكومت از استفاده از این افراد محروم بشود و به مضارّی و مفاسدی مبتلا بشود و از نقطه نظر توان تكاملی و آن قدرت علمی و تجربی عقب بماند و در عین حال راه هم بروی اینها بسته بشود؟ اینها همبگویند بفرمایید. اینها هم كه دیدید دیگر، اینها هم یك عدّه خاصّی هستند و یك گروه خاصّی هستند و همان مثل سایر جاهایی كه هستند كه خوب هر كسی كه میآید خوب افراد خودش را میآورد و آن بستگان خودش را میآورد و آن گروه خودش را میآورد. و طبعاً افراد دیگر به كنار میروند، و اینها مثل همانها هستند!

