حقیقت و جایگاه مسئلۀ تخصص و تعهد در کیفیت اداره جامعه
11در حكومت اسلام مسأله اسلام را بارها خدمتتان عرض كردم باید با موازین عقلانی پیاده كرد نه سلیقههای من در آری. آن قضیه اسلام مسأله پیاده كردن مبانی حكومتی است كه در هر زمان آن مبانی حكومتی و اجرائی ممكن است با زمان دیگر تفاوت داشته باشد. امّا آن اصل عقلائی و غیرقابل تغییر و آن اصل ثابت در تاریخ كه هر دوره از حكومت كه تغییر پیدا میكند آن اصل ثابت است، بر مبنای تخصّص و مبانی تعهّد نسبت به جریان آن نظام است.
پس بنابراین باید گفت: اگر در جایی، این مسأله را بعنوان مقدّمه من عرض كردم اگر در جایی از مسئولیتها و پستها و مقامها كه قطعاً درآنجا مسأله تخصّص بعنوان اصل اوّلی در بقاء آن مؤسّسه و بقاء آن نظام مطرح است، قطعاً تعهّدی مورد نظر است كه بتواند طبق اصول عقلانی آن نظام را به جریان بیندازد. حالا فرض بكنید كه اگر یك شخصی تخصّص ندارد امّا تعهّدش زیاد است، تعهّد زیاد بودن یعنی چه؟ اهتمام به صحّت عمل اگر منظور است یا اینكه نه، خیلی دَم از خدا میزند، نماز زیاد میخواند. ما به نماز زیاد خواندن تعهّد نمیگوئیم. ما به ذكر زیاد گفتن تعهّد نمیگوئیم. ما كه به محاسن زیاد گذاشتن تعهّد نمیگوئیم. تعهّد عبارت است صداقت در نفس. اگر این جناب تعهّد داشته باشد همین تعهّد داشتن اقتضاء میكند برود كنار، همین یعنی خود همین تعهّد داشتن. مگر شما تعهّد ندارید؟ مگر شما در نفست صداقت ندارید؟ صداقت ندارید كه باید این نظام و این جریان به دست متخصّص باید اداره بشود. پس چرا ایستادی؟ آن متخصّص نماز نمیخواند. نمیخواند كه نخواند؛ نسبت به این جریان آیا تعهّد دارد؟ خوب بله این مقدار را دارد. اصلًا یك فردیست بعنوان تعهّد ملّی اسمش را بگذاریم تعهّد ملّی. تعهّد ناسیونالیستی خوب البتّه غلط است. تعهّد ما تعهّد الهی است. حالا بر فرض این كه تعهد ملّی دارد این مقدار میتواند، این مقدار میتواند جریان این نظام را به بهترین وجه، آن وجهی كه حكومت بر او تصدیق میكند میگوید من میتوانم بعنوان یك مدیر.

