حقیقت و جایگاه مسئلۀ مشورت در حكومت اسلام
16بنابراین مسأله امام علیهالسّلام، مسألهاش متفاوت است. این قضیه، مربوط به اشراف میشود. ولی وقتی كه ما اشراف نداریم، اگر آیه قرآن نداشتیم، و اگر روایات بر این مسأله نداشتیم، حكم عقل همان طوری كه بعد از زمان رسول خدا، حكم به رجوع به امیرالمؤمنین میكرد. و آن شورای سقیفه ملعونه در مقابل حكم عقل و در مقابل حكم نقل، كه كلام صریح، و نصب صریح و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علیهالسّلام در روز غدیر بود، همان طوری كه آن شورا بر خلاف این بود، همین طور، در زمان عدم دسترسی به امام علیهالسّلام، به همین حكم عقل، این شوری میشود حجّت. و این شوری به عنوان اصل باید مورد توجه قرار بگیرد، در موضوعات. حاكم اسلام، باید در موضوعات، به افراد خبیر باید مراجعه بكند. باید در موضوعات، به افرای كه در هر رشتهای خبره هستند، آنها را جمع كند، نظرات آنها را بپرسد، از آنها سؤال كند. مسأله برایش روشن بشود. مسائل فقط مسأله همان طور كه عرض كردم نماز و روزه نیست. مسائل مهمّ اجتماعی، حفظ دماء مسلمین، حفظ ناموس مسلمین، حفظ اعراض مسلمین، از بین نبردن ذخائر مسلمین، این، امكانات را، به كار ببندد. راجع به این مسائل باید به اهل خبره مراجعه بشود. باید راجع به این مسائل از افراد خبیر، باید مورد توجه قرار بگیرد.
امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام در نامهای كه برای مالك اشتر مینویسند، حضرت در آنجا به این مسأله تصریح میكند. مالك اشتر كیست؟ شاگرد اوّل أمیرالمؤمنین است. مالك اشتر دیگر. همه او را میشناسید. مقاماتش، فضائلش، تقوایش، ورعش، اتصالش، وصلش به امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام. آن تعریفهایی كه امیرالمؤمنین، بعد از شهادت مالك كردند. چه بود؟ شاگرد خاص، كه سالیان سال، در مكتب امیرالمؤمنین علیهالسّلام روز و شب با امیرالمؤمنین صحبت میكرد. هر روز امیرالمؤمنین را میدید. هر روز با حضرت صحبت میكرد. هر روز در جنگها آن حضرت را دیده. در حَضَر دیده، در سفر دیده، در مرض دیده، در صحّت دیده. این مالك، با این خصوصیات، و با این مقام و با این فقاهت، و با این بینش دینی كه دارد، ما یك ماه پیش امام علیهالسّلام باشیم، كلّی مطلب میفهمیم، یك ماه، یك ماه روزی یك ساعت امام علیهالسّلام را ببینیم. آن وقت این مالك، سالیان سال پیش امیرالمؤمنین بوده. با خندههای علی بوده، با قهرهای علی بوده، با تنبیهاتی كه امیرالمؤمنین (حالا من دارم میگویم) بوده، نه اینكه ... .

