حقیقت و جایگاه مسئلۀ مشورت در حكومت اسلام
14پس بنابراین، به عنوان یك اصل اجتناب ناپذیر در مسائل اجتماع مسلمین باید مسأله شوری به عنوان یك اصل، مورد توجه قرار بگیرد. به عنوان یك اصل. چرا؟ زیرا صرف نظر از امام معصوم علیهالسّلام، كه قول او حق، و رأی او صدق مطلق است. تمام افراد، از نقطه نظر مشاعر و از نقطه نظر ادراكات، در حدود ادراكات عادی بشر قرار دارند. یعنی ولو اینكه هر شخصی، از نقطه نظر مدركات فكری، و ذهنی و تشخیص موضوعات، در مرتبه بالایی قرار گرفته باشد. اما از نقطه نظر عدم اشراف بر مسائل آتیه و عدم اشراف بر قرائن و جوانب موضوع، كه امكان ندارد شخصی اشراف و اطلاع بر حواشی و بر جوانب موضوع داشته باشد، الآن در دل این چه میگذرد؟ الآن در فلان شهر چه میگذرد؟ الآن در ...،
مرحوم آقا یكی از مبانی كه مطرح میكردند، این مسأله، همین مسأله مهمّ بود، ایشان میفرمودند: در جامعه مسلمین باید حكومت اسلامی، از تمام خصوصیات و مسائلی كه در سایر كشورها میگذرد باید اطّلاع دقیق داشته باشد. چرا؟ مسأله و واقع قضیه هم همین است. خوب نداشته باشند، سرش را كلاه میگذارند. نداشته باشد كلاه میگذارند. هر چقدر، یك شخص از نقطه نظرفكری خودش را در مرتبه بالایی بداند. هر چقدر، یك شخص از نقطه نظر تخیل خود را در مرتبه اعلایی بداند. از نقطه نظر حدس، خود را برتر از همه بداند، باز یك جای قضیه میلنگد، و عیب كار هم فقط در همان جاست نه جای دیگر. و آن، آنجایی است كه مسائلی كه برای جامعه و برای افراد، اتفاق میافتد، این مسائل در محدوده احكام ظاهر و قیاسات ظاهر نیست. چند درصد قضیه مربوط به این است. نود درصد، نود و پنج درصد مسأله به قضایایی برمیگردد كه در اختیار و در حیطه تسلّط شخص قرار ندارد. اینكه الآن افرادی كه به او مراجعه میكنند. آیا این افراد، دارای نیت صالح هستند یا ناصالح، نمیتواند تشخیص بدهد. اینی كه الآن فرض كنید كه در مسائلی كه در سائر جاها دارد میگذرد وچطور بتواند با آنها برخورد كند، نمیتواند تشخیص بدهد. در این كه چه عواقبی و چه تبعاتی بر این مسأله مترتّب است. اگر این عمل را انجام بدهد، یا آن عمل، این از حیطه تشخیص شخص، خارج است. در بعضی از موارد ممكن است حدسی بزند. و ما این را به رأی العین، هم تجربه كردهایم و هم در تاریخ انقلابات و مسائلی كه در طول زمان، از زمان رسول خدا به بعد، در میان جامعه اسلامی مطرح بوده، ما این مطلب را در تاریخ دیدیم.

