حقیقت و جایگاه مسئلۀ مشورت در حكومت اسلام
10فقیه هم مثل یكی از این افراد عادی و سایر مردم میماند. فقیه هم یكی مثل سایر افراد میماند. همان طوری كه ما از نقطه نظر ارتباطاتمان با موضوعات، دچار اشكال میشویم. دچار شبهه میشویم. گاهی از اوقات، یك مسألهای را دقیق درك میكنیم. گاهی از اوقات، در ادراك آن مسأله دچار خبط میشویم. فقیه هم در ارتباط با موضوعات، گاهی از اوقات راه صواب را طی میكند. و در بسیاری از اوقات، مانند سایر افراد، اشتباه در مصداق و اشتباه در موضوع برای او حاصل میشود. چرا؟ چون از نقطه نظر اطلاع بر امور، ادراك و بصیرت او مانند سایر افراد میماند. چه بسا در بعضی از مسائل تخصّصی از آن افراد، از آن متخصّص بدور است. فلهذا، واجب است بر فقیه، كه برای فتوی نسبت به موضوعات مختلف به اهل خبره در آن موضوع، واجب است مراجعه كند. و نظر آنها را، مورد تأمّل قرار بدهد. و براساس رأی كارشناسان فن، و متخصصین و اهل خبره در آن فنّ، فقیه باید بر طبق آن حكم كند. اینجاست كه مسأله مشورت و شور، به عنوان اصل مسلّم اسلام در اینجا مطرح میشود. در خیلی از موارد، كه ما اطلاع نداریم. در بسیاری از موارد كه ما خبر نداریم. در بسیاری از موارد كه مسأله برای ما پوشیده است. كدام ماهی خوردنش حرام است؟ كدام حلال است؟ باید به اهل خبره مراجعه كرد. امشب، شب اول ماه هست؟ یا شب اول ماه نیست؟ باید به اهل خبره مراجعه كرد. باید دید ماه دیده شده یا نشده. فقیه نمیتواند بگوید من از طرف خودم چون ولی فقیه هستم، امشب را حكم میكنم به دخول ماه. نخیر، یك همچنین حقی را ندارد. شارع یك همچنین حقی به او نداده. اگر ماه دیده شود، واجب است بر فقیه و بر غیر فقیه همه حكم به دخول ماه كنند. اگر ماه دیده نشده است، نه بر فقیه و نه بر غیر فقیه حرام است كه حكم به دخول ماه بكند. روزه بگیرد، روزهاش باطل است. روزه را بخورد باید كفّاره بدهد. باید قضا بكند. اما، اینكه ماه دیده شده است یا نه؟ فقیه باید راهی را برود كه سایر افراد، رفتند. یا خودش ببیند، یا دو شاهد عادل بیایند و شهادت بدهند به رؤیت ماه با چشمشان. یا اینكه شیاع و اشاعه رؤیت ماه آن طور هست كه برای انسان قطع به دخول ماه پیدا میشود. این حكم، حكمی است كه فقیه، باید نسبت به او جامه عمل بپوشاند.

