حقیقت و جایگاه مسئلۀ مشورت در حكومت اسلام
18در مسائل مسلمین، اگر قرار باشد كه حاكم اسلام بر اساس رأی عقلا و متخصّصین آن فنّ عمل كند، خوب یا به نتیجه میرسد. خوب فبها المُراد، به نتیجه نرسد خوب پس بنابراین مسأله، دیگر از عهده و تكلیف او خارج میشود و مورد قبح قرار نمیگیرد.
اینجاست كه مرحوم والد، رضوان اللَه علیه در سنه چهل و دو هنگامی كه این انقلاب را و این ثوره را، با رهبر فقید انقلاب شروع كردند، و مسائل را بر آن اساس پیریزی كردند. اولین شرطی را كه در ادامه و استمرار این قضیه قرار دادند، مشورت مداوم و در هر قضیهای بود كه میبایست انجام بشود. خود ایشان به من گفتند كه ما اولین شرط خود را با ایشان بر این گذاشتیم كه باید هر مطلبی گفته بشود با مشورت باشد. و این مسأله ادامه داشت اما بعداً با موانعی برخورد كرد كه مسأله تغییر پیدا كرد.
علی كل حال، در نظام شورا، مسأله شورا به عنوان یك اصل مهمّ، باید مورد دقت قرار بگیرد. این مطلب تا اینجا، تمام شد. البته مسائل دیگری هم هست. كه خوب دیگر، آن مقداری كه باید نسبت به این موضوع در اینجا گفته بشود مسأله مطرح شد. انشاءاللَه در جلسات بعد راجع به سایر مسائل صحبت میشود.
امیدواریم انشاءاللَه خداوند ما را بر آن مسیری قرار بدهد و راه ما را به عنوان یك مسلمان، به عنوان یك شیعه، یك شیعه امیرالمؤمنین، به عنوان یك متابع، آخر ما مدّعی هستیم كه شیعه امام زمانیم دیگر، ما ادّعای متابعت امام زمان علیهالسّلام را داریم میكنیم. ادّعای تشیع را داریم میكنیم. حیف است، با وجود این دستورها، و برنامههای نورانی، ما سر خود را به پایین بیندازیم، و مسائل را ندیده بگیریم، و به خاطر ملاحظه عوامی چند، و به قول مرحوم حاجی، و دو روز دنیا و بعضی از مسائل منافع ما هم خود را و هم دیگران را از رسیدن به این ماء معین و این چشمه جوشان و سرچشمه خورشید محروم كنیم.

