لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه
14چون حلیم و بردبار هستی، این حلم تو مرا جریّ در معصیت کرده است! اگر هر معصیتی میکردم فوراً مرا گوشمالی میدادی که من معصیت دوّم را نمیکردم! اگر هر معصیتی میکردم فوراً پسگردنی [میخوردم]، دیگر انسان خبردار میایستاد، جرأت معصیت نمیکرد. امّا یک معصیت کردم خیال کردم، دیدم فوراً پسگردنی نیامد، گفتیم یکی. دوّمی را کردیم، دیدیم باز هم پسگردنی نیامد، چون مهلت داری میدهی، حلیمی! اصلاً میآییم نگاه میکنیم میگوییم: إنشاءاللَه نفهمید! یکی دیگر یواشکی! سوّمی را هم نفهمید، چهارمی را هم نفهمید. همین حلمی که تو بر ما کردی، ما را دلیر و متجرّی بر معصیت کرد!
ستّاریت پروردگار، عامل کمیِ حیاء نسبت به او
و یَدعونِی إلیٰ قِلّةِ الحَیاءِ سِترُکَ عَلَیّ.
«و خواند مرا به سوی کمیِ حیاء، در مقابل تو پردۀ حیاء را پاره کنم و معصیت کنم، اینکه هرچه من پرده را پاره میکنم تو میاندازی!»
این خیلی عجیب است! مدام ما پردۀ منزل را کنار میزنیم، تو فوراً آنجا هستی مدام میاندازی؛ ما مدام پردۀ قلب را پاره میکنیم، مدام تو میاندازی! اصلاً خسته نمیشوی، این دستت خسته نمیشود از انداختن این پرده. اینقدر تند و سریع این پرده را میاندازی که ما مدام میگوییم این پرده را پاره کنیم چون تا پاره کنیم او [پرده را] انداخته.
رحمت واسعه و عظمت عفو پروردگار، علّت شتاب بندگان بر گناه
وَ یُسرِعُنی إلَی التَّوَثُّبِ عَلیٰ مَحارِمِکَ مَعرِفَتی بِسَعةِ رَحمَتِکَ و عَظیمِ عَفوِک.
«و مرا به شتاب و سرعت وادار کرد به اینکه بجهم و روی بیاورم بر گناهان و محارم تو، اینکه معرفت پیدا کردم به رحمت واسعۀ تو!»
چون فهمیدم که رحمت تو واسع است، این وسعت رحمت، مرا به شتاب وادار کرد که روی بر گناهان بیاورم؛ چون رحمت، واسع است!
هر گناهی که میکنیم آن رحمت واسعه آن را میگیرد! اگر رحمت واسع نباشد، رحمت میآید، میآید، میآید، میآید، تا گناه، آنجا دیگر میایستد؛ آنوقت انسان مورد عقوبت واقع میشود، فوراً گوشمالی میشود و تعجیل به عقوبت میشود. امّا اگر رحمت واسع بود و آمد گناه را هم گرفت، گناه را هم رحمت واسع گرفت و بُرد، یعنی وسعت رحمت از گناه عبور کرد و گذشت، این مسئله مرا وادار کرد که تجرّء کنم و توثّب کنم، یعنی خودم را بیاندازم به سوی محارم تو؛ کدام جهت؟ «مَعرِفَتی بِسَعةِ رَحمَتِکَ؛ معرفت من که: رحمت تو خیلی واسع است!»

