لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه
12پس شخص عالم خیلی بعید است که حلیم باشد! و لذا در روایات خیلی داریم که: «عالم آن است، آن کسی است که علم را با حلم مزج کند!» یعنی مخلوط کند؛ علمش بشود حلمش، حلمش بشود علمش.
امیرالمؤمنین علیه السّلام در صفات متّقین میفرماید:
«یَمزُجُ الحِلمَ بالعِلمِ؛1 «متّقین آن کسانی هستند که حلم را با علم مزج (نه خلط) میکنند.»
معنای لطیف و زیبای امتزاج حلم با علم
یکوقتی شما نخود و لوبیا را با هم قاطی میکنید، میگویند: اختلاط؛ بعد هم میتوانید جدا کنید. یکوقتی این سرکه و انگبین (عسل) را با هم قاطی میکنید، میشود سکنجبین؛ این را دیگر جدا نمیتوانید بکنید! این را میگویند: ترکیب مزجی؛ یعنی سرکه در شکم عسل و عسل در شکم سرکه فرو رفته و با هم یکی شدهاند. این را میگویند: ترکیب مزجی!
عالم و متّقی آن کسی است که علم را با حلم مزج کند، علمش را با حلمش بگذارد توی هاون بکوبد، این دوتا بشود یک چیز. آن خیلی مشکل است! شما نمیدانید چقدر مشکل است! کوه ابوقبیس را اگر بر کسی خُرد کنند آسانتر است از اینکه کسی بتواند علم را با حلم مزج کند! توجّه کردید؟!
اطّلاع خداوند از دلها و چشمان خائن!
«فَلَکَ الحَمدُ عَلیٰ حِلمِکَ بَعدَ عِلمِک؛» حمد اختصاص به تو دارد بعد از اینکه علم داری به تمام آن نقطهها و زوایای ضعف نیّات ما اطّلاع داری، ﴿يَعۡلَمُ خَآئِنَةَ ٱلۡأَعۡيُنِ وَمَا تُخۡفِي ٱلصُّدُورُ﴾،2 «آنچه ما در ته دل و در زاویههای اندیشۀ خود تصوّر میکنیم و خطور میکند در دل ما، تو میدانی»، آن چشمهای خیانتگر ما یواشکی یک نظر میاندازد به یک زن نامحرم و هیچ کس اطّلاع پیدا نمیکند، فوراً تو میفهمی، اینقدر مراقبت و دقّتت بیشتر است، حلمت آمده تمام آن علم را گرفته است؛ میفهمی و حلیمی!
عفو از روی قدرت، بهترین مصادیق عفو
«و عَلیٰ عَفوِکَ بَعدَ قُدرَتِک؛» شخصی که قدرت ندارد، بیاید عفو کند! مثلاً فرض کنید رئیس شرطه، رئیس شهربانی بیاید در خیابان یک سیلی بزند بر گوش کسی، حالا این شخص هم میگوید: آقا، عفوت کردم! خُب عفو نکنی چهکار میکنی؟! یک سیلی دیگر میخوری! این برای اینکه سیلی دوّم را نخورد، حتماً باید بگوید: عفوت کردم! این عفو، عفو نیست؛ این بیچارگی است! این درد دل است! عفو، آن کسی میتواند بکند که قدرت بر عفو داشته باشد؛ یعنی مالِکُ العفوِ باشد، آنوقت بگوید: عَفَوتُکَ. 3 «مالِکُ العفو» آن کسی است که قدرت بر انتقام داشته باشد؛ آن سیلی که زد، این فوراً بتواند یک سیلی جایش بزند و بعد بگوید: من نمیزنم، عفوت کردم! این میشود عفو! مثل بسیاری از صبرهایی که افرادی میکنند بعد از اینکه عزیزان آنها از دار دنیا میرود، میگوید: صبر میکنیم به رضای خدا!
- نهج البلاغة(عبده)، ج ٢، ص ١٦٣.
- سوره غافر (٤٠) آیه ١٩.
- تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص ٢٤٦:
«قالَ أمیرُالمؤمنین علیه السّلامُ: ”أحسَنُ العَفوِ ما کانَ عَن قُدرةٍ.“» ترجمه:
«بهترین عفو و بخشش، عفو کسی است که قدرت بر عفو داشته باشد.»

