لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه
9نمیکنی! نه اینکه گناه کردم چون میدانم تو مطّلعی به جهت اینکه مقام تو را پایین آوردم و از میان افرادی که به گناه من نظر میکنند تو از همۀ آنها پستتر و نالایقتری لذا میگویم: ما گناه این خدا را میکنیم بر گناه ما هم که مطّلع میشود مهم نیست! نه، از این جهت نیست!
و نه اینکه گناهی کردم از نقطه نظر این است که تو تعجیل نمیکنی به عقوبت من، چون نمیتوانی تعجیل کنی، از همۀ افرادی که مطّلع میشوند بر گناه من قدرت تو کمتر و بنابراین توانایی عذاب کردن و عقاب کردن من از ناحیۀ تو کمترست! نه، از این جهت نیست! بَل لِأنَّکَ یا رَبِّ خَیرُ السّاتِرینَ و أحکَمُ الحاکِمین؛ چون میدانم تو از همۀ پوشانندگان گناه و مخفیکنندگان، از همه بهتری!»
گناه را من کردم امّا تو خیلی داعی داری بر اینکه این را بپوشانی!
گناهی انسان میکند، مردم دوست دارند افشاء کنند؛ حالا گناه هیچ، کارهای معمولی را صبغۀ گناه و زشتی بزنند و انتشار بدهند؛ از کارهای معمولی گذشته، حسنات و کارهای خوب را بگیرند و تأویل باطل کنند و به صورت گناه و زشتی انتشار بدهند! تو این کار را که نمیکنی؛ کار خوب را هم که صبغۀ گناه نمیزنی، گناه واقعی که ما کردیم، آن هم راجع به خودت نه راجع به غیر خودت، آن را هم انتشار نمیدهی! در بین چه کسانی انتشار بدهی؟ در بین مخلوقات انتشار میدهی، مخلوقات هم که همه مال تو هستند و در خانۀ تو، پس به غریبه انتشار ندادی؛ ولی این کار را هم نمیکنی!
بلکه از همۀ اینها بالاتر، داعی داری بر اینکه گناه انسان را بپوشانی و هیچکس مطّلع نشود؛ افراد دیگر هم که همطراز و همقطار انسانند مطّلع نشوند! داعی داری!
جهنّم و غضب الهی، عقوبت افشاکنندگان گناه مردم
و اگر کسی گناه انسان را افشاء کند، او را به جهنّم میبری و تازیانه میزنی که: چرا گناه آن مرد مؤمن و رفیقت را افشا کردی؟! گناهی که مسلّم واقع بوده است! پس خیلی تو خدای ساتری هستی و این سترت خیلی لطیف و پسندیده است. تا این درجه «خَیرُ السّاتِرینَ» هستی! من دیدم یکهمچین خدایی که «خَیرُ السّاتِرینَ» است، گناه کردم؛ و اگر میفهمیدم که «خَیرُ السّاتِرینَ» نیستی، مثل مردم هستی که گناه انسان را افشا میکنند، اصلاً من گناه نمیکردم! امّا اینقدر تو مظلوم بودی ـ أستغفر اللَه! ـ و خوب بودی که از خوبی تو ما سوء استفاده کردیم و گناه.

