لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه
18أینَ صَنائِعُکَ السَّنیّة؛ «آن جائزههای شایان، آن مدالهای عالی، آنها کجاست؟!»
أینَ فَضلُکَ العَظیم؛ «فضل بزرگت کجاست؟!»
أینَ مَنُّکَ الجَسیم؛ «آن عطای چشمگیر و پیکردار تو کجاست؟!»
أینَ إحسانُکَ القَدیم؛ «آن احسانِ قدیم تو کجاست؟!»
أینَ کَرَمُکَ یا کَریم؛ «کرم تو کجاست ای کریم؟!»
خدایا مرا نجات بده به کرمت!
بِهِ فاستَنقِذْنی!
«من از تو تقاضا میکنم که با آن کرمت مرا استنقاذ کنی!»
بگیر! مرا استنقاذ کن! از این بلا نجات بده! مرا برُبا! من افتادم در دریا دارم غرق میشوم، دریا هم آب حیات نیست، باتلاق است، فرو رفتم از اطراف این مرداب، آب مردابِ متعفّن، دنیا، آرزوها، أباطیل، عالم غرور و تخیّل، مشام مرا متعفّن کرده است، صدای تو دیگر به گوش ما نمیرسد؛ «فَاستَنقِذْنی؛ استنقاذ کن، بگیر مرا و برُبا و بیرون بیار!»
خدایا مرا خلاص کن به رحمتت!
وَ بِرَحمَتِکَ فَخَلِّصْنی!
«به مِهرت، به رحمتت، دست مرا بگیر و خلاص کن!»
یا مُحسِنُ، یا مُجمِلُ، یا مُنعِمُ، یا مُفضِل.
«ای خدای نیکوکار! ای خدای خوشکردار! ای خدای نعمتبخش! ای خدای فضیلتدهنده و افضالدهنده!»
لَستُ أتَّکِلُ فی النَّجاةِ مِن عِقابِکَ عَلیٰ أعمالِنا بَل بِفَضلِکَ عَلَینا، لِأنَّکَ أهلُ التَّقویٰ و أهلُ المَغفِرة.
اینها دیگر جملاتی مستقل است. إنشاءاللَه خداوند توفیق بدهد برای فردا شب؛ دیگر امشب خیلی صحبت کردیم و خیلی هم معنا کردیم و دأب ما هم دیگر بر تفسیر این دعای ابوحمزه این است که خیلی معطّل نشویم که یکوقتی آخر ماه رمضان برسد و ما ببینیم که یک صفحه معنا کردیم! ماشاءاللَه سیزده چهارده صفحه است و حضرت هر شب از ماه رمضان این را میخواندند، نه مثل خواندن ما، از قلبش انشاء میکرد؛ ما حکایت میکنیم، او انشاء میکند!
إنشاءاللَه خداوند علیّأعلیٰ این دروغ و این حکایت ما را به رحمت خودش تبدیل به صدق و واقعیّت کند! و به دنبال آن مناجاتهای حضرت، ما را هم از جزء مُناجین قرار بدهد! و رحمت عظیم و وسیع و فضل جسیم پروردگار را شامل حال ما کند! آرزویهای ما و مقصدهای ما را لقاءِ ذات مقدّس خودش قرار بدهد! و بر آن اساس از همۀ گناهان ما درگذرد!

