لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان و علت تطهیر گناه
10عدل، تقوا و مردانگی امیرالمؤمنین عامل سوء استفادۀ دشمنان حضرت
مثل امیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از رحلت رسول خدا، آنقدر مؤمن بود و آنقدر موحّد بود و از حدود تجاوز نمیکرد که از این عدل و از این ایمان و از این توحید، دیگران سوء استفاده کردند و حقّ او را بردند؛ گفتند: چون علی به وصیّت پیغمبر عمل میکند و بعد از رحلت پیغمبر خون نمیریزد، ما هر کاری میکنیم، بکنیم!
نه اینکه علی قدرت ندارد حقّ خود را بگیرد، [بلکه] بزرگوار است، «خَیرُ الحافِظین» است، «خَیرُ السّاتِرین» است! کارهایی که آنها میکنند مثل پشهای است که در روی مزبله نشسته، شخص بزرگواری که از آنجا عبور میکند اصلاً نمیخواهد نگاه به آن مناظر بکند؛ کسانی که بر حکومت دنیا توی سر همدیگر میکوبند، حکمشان همان حکم کلابی هست که بر سر جیفه هستند.1
پس [اینکه] من گناه کردم از نقطۀ نظر اینکه تو را خیرالسّاترین دیدم و أحکمالحاکمین دیدم؛ و در بعضی از نسخ هست: «و أحلَمُ الأحلَمینَ؛2 دیدم که از همۀ حلیمها (حلیم یعنی بردبار و صبور)، از تمام حلیمها تو حلیمتری!» ـ نرم! روغنش خوب، شکرش خوب، هیچ توی گلو هم گیر نمیکند؛ اصلاً! نه آقاجان! از آن هلیمها نیست ها! حلیم به معنی بردبار است! ـ از همۀ بردبارها تو بردبارتری!
وَ أکرَمُ الأکرَمین؛ «از همۀ بزرگوارها آقاتری، بزرگوارتری!»
تا بگوییم: خدایا بیامرزی! مسگویی: چشم! محتاج نیستی که مدام با ما کلنجار بروی و ما را اذیّت کنی! گناهی میکنیم نسبت به ساحت مقدّس پروردگار، و در این مقام عظمت او که سماوات و زمین در مُشت اوست، ما یک خطائی کنیم، او که نمیآید ما را به این خطا بگیرد؛ از این استفاده کردیم و گناهی کردیم!
سَتّارُ العُیوب؛ «عیوب را خوب میپوشانی!»
نه ساترالعیوب، ستّار بر وزن فعّال: خیلی پوشاننده هستی! عیوب هم که جمع محلّیٰ به الف و لام است دلالت بر عموم میکند: «همۀ عیبها را خوب میپوشانی!»
غَفّارُ الذُّنوب؛ «گناهان را خوب میآمرزی!»
- مصباح الشریعة، ص ١٣٨:
«قالَ رَسولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”الدُّنیا جِیفةٌ و طالِبُها کِلابٌ.“» ترجمه:
«دنیا مرداری است و طالبان آن، سگانند.»
تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص ١٣٧:
قال أمیرُالمؤمنینَ علیه السّلام: «إنَّما الدُّنیا جِیفةٌ و المُتَواخونَ [المؤاخوان] عَلَیها أشباهُ الکِلابِ فَلا یَمنَعُهُم أُخوَّتُهُم لَها مِنَ التَّهارُشِ عَلَیها». ترجمه:
«دنیا جیفه و مرداری است و آنان که بر سر آن با یکدیگر پیمان برادری میبندند مانند سگان هستند، امّا اخوّت و برادریشان مانع از جنگ و نزاع بر سر آن نمیشود.» - إقبال الأعمال، ج ١، ص ٦٨.
- مصباح الشریعة، ص ١٣٨:

