مشورت به عنوان رکن اساسی دركیفیت تدبیر امور اجتماعى
9حالا این اصل مهمّ برای چیست (وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ)1 چرا باید در میان اجتماع و در میان مسلمین مشورت باشد؟ مسأله روشن است. دو دو تا چهار تا، به جهت این كه اجتماع باید برای كمال خودش بر اساس اعتدال مزاجی حركت كند، بر اساس عقل و فهم باید حركت كند، بر اساس تأمین عدالت و گسترش عدالت به همه شئون و حیثیات اجتماعی باید اجتماع حركت كند. مسأله واضح است. از هر كه بپرسند حتّی از افراد كم سن هم اگر ما سؤال بكنیم كه چرا باید در اجتماع مشورت باشد؟ میگویند: به خاطر این كه خب انسان جایز الخطاست، خیلی روشن است. این نیاز به دلیل و برهان ندارد و همیشه مشورت موجب میشود كه ضریب خطا پائین بیآید و بدون مشورت خطا ضریبش بالا میرود. و اجتماعی كه در آن خطاست، اجتماعی كه در آن اشتباه است، این اشتباهات نمیگذارند به رشد كافی برسد كه هیچ، گاهی اوقات ممكن است موجب عواقبی بشود كه دیگر جبران نشود، اشتباه داریم تا اشتباه. بین نماز سه ركعتی و چهار ركعتی، نماز سه ركعتی را انسان سه ركعت را چهار ركعت بخواند یك اشتباه است، انكار خدا هم یك اشتباه است، خُب آن هم اشتباه است ولی این چه ربطی به او دارد؟ بله، به خاطر این مسأله كه چون اجتماع باید بر اساس عقل باشد، بر اساس درایت باشد، و هر شخصی چه نسبت به مسائل شخصی، چه نسبت به مسائل اجتماعی، چه نسبت به مسائل خانوادگی، چه نسبت با مسائل و ارتباط با افراد دیگر، باید بهترین راه و بهترین روش را در پیش بگیرد. فرق نمیكند، در هر قضیهای، در هر مسألهای.
الآن من باید استراحت كنم، اگر استراحت نكنم مریض میشوم. اگر استراحت نكردم مریض میشوم و میافتم و كارهای دیگر هم تعطیل میشود، الآن باید غذا بخورم، اگر نخورم ناراحتی پیدا میكنم، ناراحتی معده، موجب اذیت میشود و بعد مرا گرفتار میكند، الآن باید دست از غذا بكشم، الآن باید این غذا را نخورم، الآن این حرف را نباید بزنم، الآن این كار را انجام بدهم. در تمام موارد چه موارد شخصی، و چه موارد كلّی و اجتماعی باید عقل و اعتدال بر امور انسان حاكم باشد. این اصل، اصل مهمّی است.
- ١- سوره شورى (٤٢) ذيل آيه ٣٨

