اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مشورت به عنوان رکن اساسی دركیفیت تدبیر امور اجتماعى

14237
عنوان بصری
نسخه عربی

مشورت به عنوان رکن اساسی دركیفیت تدبیر امور اجتماعى

10
  • پس برای چه ما مشورت می‌كنیم؟ چرا در دنیا این مجالس هست؟ چرا در دنیا مجالس مقنّنه هست، چرا در دنیا مجالس تصمیم‌گیری وجود دارد؟ چرا؟ برای این كه میزان اشتباه را پائین بیاورند. اگر قرار باشد وزیر یك مملكت هر چه می‌گوید همه اطاعت بكنند، معلوم است دیگر چه بر سر آن مملكت می‌آید. اگر قرار باشد شاه یك مملكت هر چه بگوید، هشتصد میلیون جمعیت، یك میلیارد جمعیت، دویست میلیون جمعیت، پنجاه میلیون جمعیت همه بگویند: بله بله قربان، خُب معلوم است چه بر سر آن مملكت خواهد آمد.

  • پس برای این كه ضریب اشتباه پائین بیاید، به عنوان یك اصل عقلایی باید مطرح باشد، به عنوان یك اصل اجتماعی باید مطرح باشد، به عنوان یك اعتقاد باید مطرح باشد. نه به خاطر این كه مردم شركت داده بشوند، چون به مردم بها داده‌بشود، یك احترامی هم به سر مردم بگذاریم. اینها همه فورمالیته است. اینها همه اعتبارات است، بنده بالشخصه به سهم خودم نمی‌خواهم یك همچنین منّتی سر من گذاشته بشود كه به من بها داده بشود و در یك مسأله‌ای مورد مشورت قرار بگیرم. نخیر، اگر یك كاری صحیح انجام می‌شود صد سال هم ما مورد مشورت قرار نگیریم، نگیریم. مهّم اینست كه عمل صحیح باشد. این است مسأله. این كه انسان مورد توجّه قرار بگیرد و بعد هم طرف برود كار خودش را انجام بدهد، این چه منّتی است بر سر انسان می‌گذارند! این چه مسأله‌ای است!

  • یك وقتی در زمان سابق یكی می‌گفت: فلان شخص نسبت به كارهایی كه انجام می‌دهد عدّه‌ای را دعوت می‌كند و از آنها مشورت می‌خواهد و چه می‌خواهد، من گفتم: نه، اینها همه‌اش بازی است، اینها همه‌اش، گفتند: نه، ما خودمان در یك مجلسی بودیم كه عدّه‌ای بودند و چه بودند و .... من گفتم به او: حالا این دفعه یك مجلس دیگری هست؟ گفتند: بله، مجلس دیگری هست و اتّفاقاً از ما هم دعوت كردند و ما هم باید برویم. یك جریانی می‌خواست انجام بگیرد، من به آن شخص گفتم: خب وقتی كه در آن مجلس هست شما راجع به این مسأله‌ای كه می‌خواهد انجام بگیرد، از ایشان سوال كنید و این مطلب را به شور بگذارید. مسأله، مسأله شور است، البتّه آن شخصی كه مورد نظر است الآن دیگر به رحمت خدا رفته و خیلی وقت است. تقریباً حدود، می‌شود گفت: حدود بله‌چهارده سال است، كه چهارده، پانزده سال است كه به رحمت خدا رفته، پانزده، شانزده سال به رحمت خدا رفته است، اتفاقاً گفت: بسیار خُب این هم یكی از مسائل، مسائل مهّم بود، مسائل حسّاس بود وقتی كه مجلس منعقد شد راجع بعضی از مسائل صحبت شد و اینها، این شخص پیشنهاد كرد كه آقا راجع به این مسأله‌ای كه خُب می‌خواهد انجام بشود ما خوب است كه این مطلب را مطرح كنیم و رأی افراد و آقایان اینها را ببینیم، یك مرتبه می‌گفت: دیدم فوراً حرف را برگرداند رفت به یك جای دیگر. دوباره رفتم گفتم: آقا چه شد قضیه؟ مسأله خلاصه چه شد، حالا نسبت به این قضیه باید فكر كرد. گفتم: آهان، دیدی گفتم، بله دو سه تا مسأله عادی و پیش پا افتاده كه طرفین آن فرق نمی‌كند اینها را ما مطرح می‌كنیم و بعد می‌گوئیم مطالب را به شور گذاشتیم. این اینطور نیست، به عنوان یك اصل اعتقادی باید اینطور باشد،