نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
9این نظام بر این اساس حركت میكند و انسان در طول این مسیر به واسطه برخورد با جریانات مختلف به آن حركت تكاملی خودش كه عبارتست از قطع تعلّق نفس به عالم كثرات و به عالم دنیا و تمركز در ربط به توحید و اتّجاه به آن حقیقت توحید، به واسطه این امور به این نقطه میرسد. پس بنابراین برای هر كسی بر طبق مقتضیات نفسانی او، طبق مقتضیات نفسانی او خداوند متعال یك سری مسائلی مختلفه و قضایایی كه آن قضایا در بستر تغییر و تحوّل قرار دارند خداوند قرار میدهد. اگر انسان از این مسائل عبرت بگیرد و اینها را به كار ببندد اینها در مسیر تكاملی او میتواند قرار بگیرد، اگر عبرت نگیرد و به كار نبندد دیگر در این صورت اینها نمیتواند انسان را به آن نقطه برساند. و این برای همه افراد وجود دارد.
روایات عدیده داریم بر این كه خداوند مؤمنین را به واسطه امراض امتحان میكند. معنای امتحان یعنی تغییر دادن، تبدیل كردن، عوض كردن، از یك مرتبه به مرتبه دیگر درآوردن. روایاتی داریم در این كه مؤمن به واسطه مرض از آن خطاها و از آن گناهانی كه كرده بارش كاسته میشود، تخفیف پیدا میكند. و این نسبت به همه افراد تفاوت میكند، نسبت به افراد فرق میكند. هر شخصی در هر مرتبهای كه هست ممكن است خطایی مطابق با همان مرتبه از دقّت و از ظرافت مرتكب بشود. طبعاً خطایی كه افرادی كه در مراتب بالا هستند به قول قرآن كریم آیه و روایتی كه از امام علیهالسّلام آمده است كه میفرمایند: حسنات الابرار سیئات المقربین به واسطه آن خطایی كه مرتكبمیشوند، طبعاً یك مرتبه از مراتب حُجُب بر آنها غلبه و سیطره میكند، این گرفتاری برای رفع اوست. لذا مرحوم آقا رضوان الل ه علیه میفرمودند: هیچ گاه مرض موجب ارتقاء روحی نخواهد شد، مرض موجب سبكی خطاها و باری است كه این خطاها و این لغزشها بر نفس میگذارد. این مرض میآید آن بار را كم میكند، تخفیف میدهد، امّا آنچه كه موجب ارتقا خواهد شد عمل با اختیار است. یعنی انسان با اختیار برخیزد. مثل این كه فرض بكنید كه یك وقتی یك شخصی، با اختیار خودش اشتغال به امور پیدا میكند، مالی را كنار میگذارد، استطاعت حجّ پیدا میكند و بعد به حج مشرّف میشود. اینها میشود مسأله اختیاری، و این حج برای او موجب ترقّی است، موجب رقاء است. امّا یك وقتی انسان را برمیدارند میگذارند در مكّه، دست انسان را میگیرند سوار وسیله میكنند میگذارند در مكّه، بسیار خوب، این مقداری كه در اختیار نیست، انسان را برمیدارند میگذارند در مسجد الحرام، بعد سوار یك وسیله میكنند، یك چند دور هم دور كعبه میگردانند، بعد هم میگذارند توی فرض كنید تخت روانی بین سعی صفا و مروه، انسان بگوید پس من عمره انجام دادم! نخیر، این عمره انجام نداده و حج هم از او ساقط نمیشود و باید مستطیعاً خودش بیاید و به مكّه برود، با اختیار خودش و با اراده خودش. عملی را كه انسان انجام میدهد با اختیار و با اراده، آن عمل موجب ارتقاء است. امّا تضییقات و امراض و گرفتاریهایی كه برای انسان پیدا میشود، آنها موجب میشود كه بار گناه انسان كم بشود، و هر كدام از افراد بر طبق مقتضای خودشان. گاهی ممكن است حتّی این مسأله برای اولیاء هم پیش بیاید. خیلی عجیب است.

