نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
21فرض كنید كه مگس دارد آنجا. میگفت: شرایط زیست برای من غیر قابل تحمّل بود. اصلًا در آنجا اینطور بود. ولی این نفس یك خصوصیاتی دارد. این خصوصیات با سفره پلو زعفرانی و حلوای كذا از بین نمیرود. خدا میآید یك مقداری از آن آثار و از آن صفات و اسماء جلالیهاش میآورد، یك مقداری در مضیقه قرار میدهد تا این كه كم كم آن انانیتها، آن گرفتاریها، آنها یك مقداری از بین برود. یك مقداری انسان به خود بیاید. میگوید چه بود؟ اگر راست میگوئی شما كه این و آن بودی، شما كه فلان صاحب منصب بودی، شما چه بودی، بگو بیرونت بیاورند دیگر. بگو بیاورند بیرون! خدا میگوید: نه صلاح نیست، یك خرده بمان اینجا، برایت خوب است. وقتی یك خرده میماند، حالش جا میآید. حالا منتقلش میكنند به یك سلول دیگر یك خرده بهتر، بعد هم كه خوب آنجا دوره را میگذراند. بعد هم میگویند: آقا ببخشید یك اشتباهی شده، حالا اشتباه كجا شده، آن بالا اشتباه شده یا پایین! آن بالا كه اشتباه نمیشود، آن بالا درست است. اینها بیچارهها میگویند: ببخشید، اشتباه شده. خبر ندارند قضیه از آن بالا درست است. اگر آن متصدّیان و مسئولین یك مقداری مثل ما موحّد بودند، یك خرده از مسائل را میدانستند، وقتی كه میآمدند بیرون، میگفتند: نه آقا هیچ اشتباه نشده، خوب شد رفتی آنجا برایت خوب بوده،، برایت خوب بوده است. ولی آن بندگان خدا خبر ندارند، میگویند: آقا ببخشید، عذرخواهی میكنند و میگویند: بفرمائید. ولی انسان باید این را در نظر داشته باشد كه در حركت یك سالك به سوی پروردگار، در آن حركت باید تربیت نفس توأم باشد. آن تربیت نفس با یك مسیر رفتن حاصل نمیشود. همه جور میخواهد. هم این طرف هم آن طرف، هم بالا هم پایین، و این مسأله به عنوان یك اصل در نظام حكومتی اسلامی باید مورد توجّه قرار بگیرد.

