نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
20ابوبصیر این طور نبود كه بنده خدا بیاید منّت سر خدا بگذارد كه حالا، مریضیم بیا و به این بنده مریضت لطفی كن. بیا به این بنده مریضت عنایتی كن. بله، كرم نما و فرودآ كه خانه، خانه توست. حالا كه سالم بودیم نمیآمدی، حالا مریضیم. نه، او شاكر بود، ولی به این مرض دلخوش كرده بود. دیده بود حالش حال سبك است، خیلی از افراد هستند وقتی كه مریض میشوند، انسان وقتی با آنها برخورد میكند، میبیند یك نورانیتی پیدا كردند، بارها كم شده، تخفیف پیدا كرده، حتّی سایر گرفتاریها، حتّی سایر گرفتاریها.
یكی از افراد بود كه الآن در قید حیات است، خیلی دیگر فرتوت و پیر بود. در زمان سابق مشرّف شده بود به زیارت عتبات، در آنجا به واسطه یك اشتباهی، هر چه بوده ما در جریان آن نیستیم، ولی همینقدر میدانیم او را گرفتند، در همان جا سازمان امن عراق او را گرفت و مدّتی در زندان انداخت. هر چه این طرف و آن طرف فعّالیت كردند، مؤثّر نشد تا این كه بالأخره از زندان آمد بیرون. بعد وقتی كه ما به دیدن او رفتیم با مرحوم آقا، دیدیم عجب نورانیتی پیدا كرده. اوّلًا این مقدار ریش گذاشته بود، همه ریشها سفید و بعد هم نورانیتش. مرحوم آقا وقتی كه آمدیم رو كردند به من و گفتند: دیدی این آقا زندان چقدر برای او خوب بوده! ما میگوئیم زندان بد است، زندان بد است، دیدید چقدر نورانیت پیدا كرده. عیال او رفته بود پیش مرحوم آقای حدّاد و گفته بود كه: آقا این را دعا كنید كه خدا ایشان را خلاصه زود خلاص بكند. آقای حدّاد فرموده بودند: صبر كن عن قریب میآید بیرون، ولی این زندان برایش خوب است. یك خرده بگذار صبر كند، حالش جا بیاید. بعد وقتی كه برای ما تعریف میكرد، میگفت: مرا در شرایطی گذاشته بودند كه اصلًا زیست در آن شرایط غیر ممكن بود، زیست غیر ممكن بود، این قدر شرایط شرایط سختی بود كه وقتی ما را از یك مرتبه به مرتبه دیگر منتقل كردند، از این كه من میدیدم در این سلولمن حیوانات و جانوران دارند حركت میكنند، خوشحال بودم كه عجب در اینجا جانور دارد حركت میكند.

