اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود

14337
عنوان بصری
نسخه عربی

نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود

16
  • امیرالمؤمنین علیه‌السّلام هیچ‌گاه این كیفیت را در حكومت خودش و در ارتباط با اصحاب خودش مدّ نظر قرار نمی‌داد. بله، حضرت می‌فرمود: ما می‌رویم كه معاویه را از سر كار برداریم چون معاویه ظالم است، امّا این كه ما غلبه می‌كنیم و باید غلبه بكنیم و اگر غلبه نكنیم كار خود را انجام ندادیم و شرمنده و خجالت زده به مملكت خود برگردیم، این یك همچنین مسأله‌ای در حكومت امیرالمؤمنین نبوده. بلند می‌شود لشكر جمع می‌كند، افراد را جمع می‌كند، خطبه می‌خواند، می‌آید می‌رود برای صفّین، هجده ماه با معاویه هم می‌جنگد و بعد برمی‌گردد. می‌گوید: الحمدلل ه كه وظیفه خود را انجام دادم. این می‌شود امیرالمؤمنین! امّا اگر بلند شود بیاید: ای داد بیداد خدایا تو هم ما را سر كار گذاشتی، ما را می‌آیی خلیفه مسلمین می‌كنی بعد هم از معاویه ما شكست می‌خوریم. آخر این درست است! ما را می‌آوری خلیفه مسلمین می‌كنی، می‌گوئی امر به عدل بكنید، نهی از منكر كنید، امر به معروف كنید، خوب چرا وسایلش را در اختیار ما قرار نمی‌دهی؟ چرا توپ و تانك در اختیار ما قرار نمی‌دهی؟ چرا وسائلی كه بتوانیم بر همه دنیا غلبه كنیم كه هیچ، بر همه كرات و منظومه شمسی، چرا اینها را در اختیار ما قرار نمی‌دهی؟ بله دیگر، اگر قرار باشد ما بخواهیم حكومت ایجاد كنیم، در همه دنیا بخواهیم اسلام را عرضه كنیم، باید وسایلش را قرار بدهی. خدا می‌گوید: تو وظیفه‌ات را باید انجام بدهی! تو باید تكلیفت را انجام بدهی! غلبه و فتح و پیروزی و شكست به دست تو نیست. تو باید طبق تكلیف وطبق حجّت حركت كنی. طبق آنچه كه خدا گفته است، باید حركت كنی.

  • یك روز من در یكی از همین نمازهای جمعه بودم در همان زمان، خوب در آن موقع در جنگ بین ایران و عراق خوب مختلف بوده، گاهی ایران پیشروی می‌كرده، گاهی عراق پیشروی می‌كرده، گاهی ما غلبه می‌كردیم، گاهی در حركتهایمان شكست می‌خوردیم، خوب یك چیزی است كه همه می‌دانند. من در همین قم در نماز جمعه كه شركت كرده بودم، آن خطیب داشت توجیه می‌كرد این شكست‌ها را، می‌گفت: بله آقا در زمان پیغمبر هم همین‌طور بوده، در زمان پیغمبر هم گاهی اوقات غلبه بر مسلمین بوده، گاهی اوقات غلبه با كفّار بوده، ولی بالأخره فتح و پیروزی با مسلمین است. خوب چه شد؟! دیدیم همه، این طرز صحیح نیست؛ این طرز بیان مطلب صحیح نیست كه ما اساس حركت خود را بر اساس فتح و پیروزی بخواهیم قرار بدهیم. نخیر، فتح و پیروزی یك مسأله محتوم و مكتوم در حركت ما نبوده. آنچه كه وظیفه یك مسلمان و وظیفه یك مؤمن و وظیفه یك موحّد است، این است كه حركتی را كه انجام می‌دهد باید بر اساس تكلیف‌باشد، می‌خواهد آن حركت به نتیجه برسد، یا نه. منظورم این نیست كه بدون توجّه به هیچ مطلبی و بدون توجّه به هیچ مسأله‌ای و بدون توجّه و در نظر گرفتن و تفحّص كردن و كاوش كردن انسان یك حركتی را انجام بدهد و سرش را بیندازد پایین و برود جلو، نخیر، این هم غلط است. با توجّه به شرایط، با توجّه به امكانات، با توجّه به خصوصیات، با توجّه به آن مطلبی كه عقل و وجدان سلیم او را تأیید می‌كند، راهی كه عقل و عرف عاقل آن راه را می‌پسندد، با توجّه به این قضیه انسان باید به تكلیفش عمل كند و برود جلو. این كه اگر به مقصود نرسید پس بنابراین شكست خورده است؛ این در نظام تربیتی اسلام نیست. این مسأله در نظام تربیتی اسلام وجود ندارد.