نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
15پس بنابراین در عالم تضارب اسماء و صفات جمالیه و جلالیه پروردگار، آن عالم تضارب و تصادم اقتضاء میكند كه در این نظام كثرت امور مختلف، حوادث مختلف برای انسان پیدا بشود و انسان با توجّه به همین اختلافات است كه فكرش تصحیح میشود. اگر به یك منهج باشد آن فكر تصحیح نمیشود، آن نفس برنمیگردد، چون نفس خلافش را ندیده، فكر خلافش را ندیده، تا این كه هم از این طرف، هم از آن طرف هر دو را كنار بگذارد و فقط متوجّه یك مبدأ باشد. این در اثر اختلاف به وجود میآید. حالا متوجّه شدید این اختلاف چه نعمتی است؟! در نظام تكاملی بشر بدون اختلاف كمال هم نیست، بدون فراز و نشیب رشد وجود ندارد، بدون فراز و نشیب حركت وجود ندارد، تكامل وجود ندارد، درست مانند یك درختی میماند كه این درخت را شما در یك جا قرار بدهید باد به او نخورد، بعد از یك مدّتی ریشههای او از بین میرود، این باد كه میآید این درخت را حركت میدهد، میدانید اثرش چیست؟ اثرش این است كه آن ریشه را در درون زمین تقویت میكند؛ اگر باد نباشد بعد از یك مدّت درخت میپوسد میافتد. باد هم كه نگه نمیدارد، به این طرف حركت میدهد، به آن طرف حركت میدهد تا در اثر این حركت این درخت بتواند رشد كند. این مسأله هم همینطور است.
حالا روی این اساس یكی از مبانی حكومت اسلامی و یكی از مبانی اعتقادی در حكومت اسلامی عدم توجّه به رشد ظاهری و به كمّیت در عالم كثرات و عدم توجّه به فتح و پیروزی در نظام حكومتاسلامی است. یكی این است. در حكومت اسلامی مبدأ و غایت رسیدن به توحید است نه این كه غلبه ظاهری، غلبه ظاهری نیست. در حكومت اسلامی، نباید فكر و محور تَغلُّب و غلبه كردن و استیلاء پیدا نمودن باشد. در حكومت اسلامی این نیست، ارائه طریق به واقع و باز كردن حركت به سوی توحید است. این مسأله مهم است. غلبه بكند انسان، غلبه نكند، پیروز بشود یا پیروز نشود.

