نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
14و این منطق، منطق ما هم هست، ما هم تصوّر نكنیم، حالا میرسیم كمكم. قُلْ انما أَنَا نذیر بگو من فقط آمدم مطلب را به شما بگویم، دیگر وكیل شما نیستم، میخواهید گوش بدهید، میخواهید ندهید. وَالل هُ عَلی كُلِّ شَیءٍ وكیل خدا خودش میداند، خدا خودش میداند در كجا سلطنت را قرار بدهد، و در كجا مسكنت را. خدا خودش میداند در كجا عزّت قرار بدهد، در كجا ذلّت را. در كجا مضیقه قرار بدهد، در كجا غیر مضیقه را. اینها را، همه را خدا میداند، و خودش او متوكّل بر امور و متكفّل بر امور است. این منطق، منطق اهل ظاهر است. این منطق، منطقِ اهل دنیاست. این منطق، منطق اهل كثرت است، افراد ظاهر بین است، این منطق، حتّی منطق ما مسلمین است. ما خیال میكنیم حالا كه به طرف خدا آمدیم، باید همیشه امور بر اساس صحّت باشد. همه امور بر اساس سهولت باشد، همه امور بر اساس گشایش باشد، همه امور براساس فتح و پیروزی باشد، شب نیت كنیم صبح فلان قارّه را فتح كنیم. شب نیت كنیم فلان كشور صبح در اختیار ما باشد؛ شب نیت كنیم صبح فلان جا تسلیم امور ما باشد. این تصوّر ماست! ولی غافل از این كه نظام عالم تربیت بر اساس فراز و نشیب است. قضیه این طور نیست كه فقط فتح و پیروزی مال مسلمین باشد. نخیر، گاهی اوقات آن طرف هم هست. نظام تربیتی و تكاملی عالم اقتضاء میكند كه بر این فراز و نشیب آن حركت تكاملی تحقّق پیدا كند. به قول مرحوم آقا میفرمودند: اگر شما تصوّر دارید در تخت روان بنشینید و كنار نهر آب و سایه بید و خدمتكار مطلوب و منظور هم در كنارتان قرار بگیرند، و غذای آماده و از شربتهای عطرآگین شما را پذیرائی كنند، این طور راه خدا را بروید، كسی تا به حال اینجور نرفته، نه، همه جورش هست، هم سختی در آن هست، هم یسر در آن هست، هم خنده در آن هست، هم گریه در آن هست، هم گشایش در آن هست، هم ضیق در آن هست. چرا؟ چون نظام تربیتی پروردگار بر این اساس است.

