نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
13حالا آیا ما میتوانیم بگوئیم آن نظامی صحیح است كه در آن نظام دائماً صحّت باشد، دائماً در آن نظام سهولت باشد، دائماً در آن نظام گشایش باشد، دائماً در آن نظام خنده و نشاط باشد، دائماً در آن نظام فتح و پیروزی باشد، آیا میتوانیم بگوییم؟! این دیگر غلط است. این نگرش و این بینش، بینش اهل ظاهر، بینش كفّار است.
آیه قرآن میفرماید: (فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَه عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ)1 شاید تو نمیتوانی، خودت را در ضیق میبینی، خودت را در مضیقه میبینی در مواجهه با این كفّار، در مواجهه با این مشركین كه میآیند یك مسائلی را از تو تقاضا میكنند كه از عهده تو برنمیآید. اینها اهل ظاهرند، اینها فلاح را در ثروت و در گشایش میبینند، اینها رستگاری را در زور و در فتح و پیروزی میبینند، اینها آرامش را و علوّ مرتبه را در خدم و حشم میبینند، در مریدهای زیاد میبینند، اینها كیاند؟ اینها اهل ظاهرند، اینها جلو بودن را در كثرت دور و بریها و اجتماعات و باند بازیها میبینند، و عقب افتادن را در انعزال و گوشهگیری و عدم توجّه افراد به انسان میبینند. این اهل، اهل ظاهرند. این منطق، منطق كفّار و منطق مشركین است.
لولا انزلعلیه كنز؟ چرا گنج نیامده؟ چرا این پیغمبر اصلًا پول ندارد؟ پولش كجا بود! به جای این كه شتر داشته باشد، اسب داشته باشد، الاغ دارد، سوار الاغ میشود، تازه یكی دیگر را هم پشتش مینشاند، چرا این طوری است؟ چرا خانهاش این طوری است؟ چرا این اشراف قریش، اینها همه دارای این خصوصیات هستند؟ چرا ملائكه نمیآیند و دور و بر او را ندارند؟ تنها میرود توی خیابان، كسی با او نمیرود؟ مرحوم آسید جمال گلپایگانی در نجف كه بودند هر وقت حركت میكردند كسی میآمد با ایشان میایستاد، میگفتند: اگر سؤالی دارید همین جا بكنید، با من حركت نكنید، با من نیائید. اینها چیست؟ اینها همه مبانی اهل ظاهر است! اینها جلو بودن را در فتح وپیروزی میدانند.
- ١. سوره هود، آيه ١٢.

