نظام تربیتى انسانها توسط پروردگار متعال در عالم وجود
12این یكی از آن اسرار است. اصلًا ما یك همچنین چیزی را تصوّر میكنیم؟! با اینكه یك شخص در یك قضیه، حق صد در صد با اوست، درست است حق با اوست و او اشتباه كرده و او هم در فنّ خودش اشتباه كرده، ولی این قدر كار دقیق است، در اینجا میگویند یا از اینجا میخواهی بگذری یا نمیخواهی بگذری؛ اگر میخواهی بگذری باید آن كاری را كه در آن موقع انجام دادی و به حق هم بوده، ولی بهتر بود انجام ندهی، باید بیایی تاوان آن را پس بدهی، تا بتوانی بگذری. این چیست؟ قضیه! این زمانی است كه مرحوم آقا فناءِ را گذرانده بود، بقاء پیدا كرده بود. التفات كردید این قضیه در سالهای آخر عمر مرحوم آقا اتّفاق افتاده، نه این كه فرض كنید در ٣٠ سالگی یا ٤٠ سالگی و اینها، در سالهای آخر.
یعنی این قدر مراتب توحید دقیق است، این قدر مراتب معرفت بالاست كه میآیند انسان را نگه میدارند در یك جا. میگویند: اگر میخواهی عبور كنی باید این عمل، اگر نمیخواهی نه! پارگی چشم خبری نیست. صحیح و سالم مثل اوّل. او هم نمیخواهد، میخواهد عبور كند، او میخواهد از این مرتبه بگذرد. التفات كردید این همه پارگی و درد و درد عجیبی كه میآمدند چه مسكّنهایی به ایشان تزریق میكردند كه چون چشم خیلی درد میكرد و آن عمل و یك هفته همین طور به این نحو خوابیدن، بعد هفته بعد مستلقیاً خوابیدن، بعد دائماً گرفتاری، ماهی یك مرتبه به تهران آمدن و معاینه كردن و برگشتن، بعد به دو ماه، بعد به سه ماه، ایشان در حدود ده، پانزده مرتبه به تهران آمدند و برای مراجعه به چشمپزشك خودشان را به زحمت انداختند. بعد دوباره یك عمل آب مروارید وكاتاراكت روی این چشم انجام دادند و بعد دوباره یك لیزر هم رویش. تمام اینها به خاطر گذشتن از یك معبری كه آن معبر در یك قضیهای كه مربوط به چهل و دو سال قبل هست، آن معبر یك گیری پیدا كرده. آن گیر باید رفع بشود. التفات كردید حالا این جریانی كه خدای متعال برای نظام تربیتی انسان قرار داده است، حالا دیگر میتوانیم ما بگوییم این جریان جریان ظلم است، جریان نظام تربیتی است، تربیت بر اساس هر مرتبه و بر اساس هر مرحله! بر این اساس است.

