محوریت شعار در اسلام بر اساس توحید و شعائر الهى
11من یادم است یك وقتی در زمستان بود. ساعت یازدهونیم شب در زمستان نه الآن، دیدم زنگ تلفن به صدا درآمد. گفتم حتماً یكی مرده است دارند خبرش را به ما میدهند، یا یكی در حال احتضار است، از خواب بیدار شدم. اتّفاقاً شب تحصیلی هم بود. من هم وضع خوابم به یك نحوی است كه اگر از وقتش بخواهد بگذرد دیگر ساعتها خوابم نمیبرد، اگر آن خستگی غلبه كند دیگر اصلًا حال خواب را از ما میگیرد. فردا هم ... مطالعه كرده بودم و خسته، همین كه خوابیده بودم تقریباً یك ساعتی گذشته بود یكدفعه ساعت یازده و نیم كه ساعتها به همان موقعیت اوّلیه خودش در زمستان برمیگردد. سلام علیكم، آقا دلم برایتان تنگ شده بود. یك مخدّرهای از تهران تلفن كرد، دلم برایتان تنگ شده بود. گفتم یك سلامی عرض كنم، خیلی ممنون، متشكریم، ولی بدانید فردا درس دوستان همه رفت. این قhildks آقبا قآقا آقای آقیا ابراز محبّت سركار كه كردی، كلاس ما دیگر تعطیل شد سردرد گرفتیم و نمیدانم فردا نمیدانم درس تعطیل شد و امثال ذلك. خوب ببینید هر یك وقت خاص را همه برای تلفن قرار بدهیم، یك ساعت فرض كنید به غروب. به هم وقتی تلفن میزنید این وقت را قرار بدهیم كه بدانیم در این وقت وقتی است كه تلفن زده میشود. این چیست؟ خوب این كاری است، مسألهای است. این را ما نداریم و هلّم جرّی بقیه مسائل، رفتن به منزل دیگری، كیفیت معاشرت، كیفیت صحبت، نحوه ارتباطات، انسان باید نظم داشته باشد، كارش باید نظم داشته باشد، طبق آننظم انسان میداند و یكی از چیزهایی كه واقعاً بین، البتّه مسائل دیگری دارند ولی من از این جهت اروپائیها خوشم میآید. این مسأله امریكاییها، اروپائیها این مسأله آنها خوب است. وقتی كاری داشته باشند، دارند از منزل میروند بیرون، یكی بیاید میگوید: آقا بنده معذورم، الآن دارم میروم كاری انجام بدهم، ولی ما این كار را انجام نمیدهیم، تو رودروایسی گیر میكنیم. آن وقت هم خلف وعده میكنیم، به آن طرف نمیگوییم كار داریم، به آن طرف میگوییم آقا مهمان آمد. التفات كردید این خلاف است، وجه خلاف است. و كار را آنها دارند انجام میدهند، كار صحیح را آنها دارند انجام میدهند. كار دارید وقت انسان میگیرد، قرار میگذارد آن شخص هم میآید تنظیم میكند، یا اینكه اگر قراری با كسی میگذارید و بعد موفّق نمیشوید، میدانید كه موفّق نمیشوید، خوب اشكال پیدا میشود، خوب قبلًا به او اطّلاع بدهید، نه اینكه آن بنده خدا دو ساعت همین طور بنشیند، برنامههایش همه را رها كند به انتظارش، بعد فردا تلفن كند آقا ببخشید ما دیروز نتوانستیم بیاییم. خوب آقا یك تلفن بزن ما نتوانستیم دیروز بیاییم. یا مثلًا فلان. التفات كردید اینها چیزهایی است كه آنها درست انجام میدهند. یعنی همین غربیها با تمام نقائصی كه دارند این كارشان درست است. كار درست را باید گفت درست است. هر كسی میخواهد باشد. نقاط اشكال به جای خود، نقاط مستحسن هم به جای خود. مرحوم آقا اینطور بودند ایشان. میدانید چرا موفّقشدند برای اینكه این كتابها را همه را بنویسند، چون در كارشان نظم داشتند، نظم داشتند.

