
محوریت شعار در اسلام بر اساس توحید و شعائر الهى
شعار مكتب اسلام توحيد ميباشد شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً 1 در جامعه اسلامي شعارها در همة جنبهها و مواضع بايد شعارهاي توحيدي باشد 2 استعمال كلمۀ نيايش به جاي نماز صحيح نميباشد، زيرا نماز شعار اسلام ميباشد 3 در حكومت انبياء الهي، رسيدن به مطامع و منافع دنيوي و ايجاد امنيت در ابعاد مختلف و برقراري عدل و مساوات، همه مقدمه و واسطه رسيدن به پروردگار متعال ميباشد 4 ذكر روايتي عجيب از امام صادق عليه السلام مبني بر كيفيّت تعامل مؤمنين با يكديگر در زمان ظهور حضرت حجت عليه السلام 5 نماز بهترين بنا و عملي است كه در اسلام تشريع شده است 6 اولياء الهي نماز را به عنوان منطقه اصلي و محور اساسيِ حيات دنيوي خويش قرار داده و بقية امور را بر اساس آن پایه گذاری می کنند. 7 توصيه اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر راجع به اهمیت جایگاه نماز «و اجعل لنفسك افضل الأوقات» 8 حاكم اسلامي بدون داشتن ارتباط و تعلّق به ذات پروردگار و كسب فيوضات ربّاني قادر بر اداره و هدايت جامعه نميباشد 9 از جمله وظايف حاكم اسلامي در جامعه، ايجاد امنيت در ابعاد مختلف، جاني و مالي و روحي و دادن آزادي مشروع در فكر و عقيده به مردم ميباشد 10 منطق اميرالمؤمنين عليه السلام در قبال اعتراضها منطق قتل و تهديد و ارعاب نبوده است 11 از جمله مسائل بسيار مهم در حركت سلوكي، داشتن نظم وانضباط در كيفيت معاشرت و صحبت و ارتباطات با افراد مي باشد 12 ذکر قضیه ای ازمرحوم علّامه طهرانی مبنی بر شدّت اهتمام و سعی ایشان در رعايت نظم در امور و كارهايشان 13 در حكومت اسلامي، قانون براي همۀ افراد يكسان است، از بالاترين فرد مملكت گرفته تا پائينترين آنها 14 فرق مابین حكومت اسلام و ساير حكومتها در اين است كه در حكومت اسلام، هدف ربط و اتّصال عقول انسانها با پروردگار متعال و قرارگرفتن توحيد به عنوان اصليترين محور در همۀ امور و كارها ميباشد
محوریت شعار در اسلام بر اساس توحید و شعائر الهى
توضیحات:
شعار مكتب اسلام توحيد ميباشد شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً 1 در جامعه اسلامي شعارها در همة جنبهها و مواضع بايد شعارهاي توحيدي باشد 2 استعمال كلمۀ نيايش به جاي نماز صحيح نميباشد، زيرا نماز شعار اسلام ميباشد 3 در حكومت انبياء الهي، رسيدن به مطامع و منافع دنيوي و ايجاد امنيت در ابعاد مختلف و برقراري عدل و مساوات، همه مقدمه و واسطه رسيدن به پروردگار متعال ميباشد 4 ذكر روايتي عجيب از امام صادق عليه السلام مبني بر كيفيّت تعامل مؤمنين با يكديگر در زمان ظهور حضرت حجت عليه السلام 5 نماز بهترين بنا و عملي است كه در اسلام تشريع شده است 6 اولياء الهي نماز را به عنوان منطقه اصلي و محور اساسيِ حيات دنيوي خويش قرار داده و بقية امور را بر اساس آن پایه گذاری می کنند. 7 توصيه اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر راجع به اهمیت جایگاه نماز «و اجعل لنفسك افضل الأوقات» 8 حاكم اسلامي بدون داشتن ارتباط و تعلّق به ذات پروردگار و كسب فيوضات ربّاني قادر بر اداره و هدايت جامعه نميباشد 9 از جمله وظايف حاكم اسلامي در جامعه، ايجاد امنيت در ابعاد مختلف، جاني و مالي و روحي و دادن آزادي مشروع در فكر و عقيده به مردم ميباشد 10 منطق اميرالمؤمنين عليه السلام در قبال اعتراضها منطق قتل و تهديد و ارعاب نبوده است 11 از جمله مسائل بسيار مهم در حركت سلوكي، داشتن نظم وانضباط در كيفيت معاشرت و صحبت و ارتباطات با افراد مي باشد 12 ذکر قضیه ای ازمرحوم علّامه طهرانی مبنی بر شدّت اهتمام و سعی ایشان در رعايت نظم در امور و كارهايشان 13 در حكومت اسلامي، قانون براي همۀ افراد يكسان است، از بالاترين فرد مملكت گرفته تا پائينترين آنها 14 فرق مابین حكومت اسلام و ساير حكومتها در اين است كه در حكومت اسلام، هدف ربط و اتّصال عقول انسانها با پروردگار متعال و قرارگرفتن توحيد به عنوان اصليترين محور در همۀ امور و كارها ميباشد
محوریت شعار در اسلام بر اساس توحید و شعائر الهى
13در مكتب اسلام اصل بر اساس نماز است، بر اساس ارتباط انسان با خدا است. بقیه مسائل باید در راستای این قضیه قرار بگیرد. بله، حكومت اسلام مهمترین مطلبی است كه مورد نظر پروردگار است، ولی منظور و مقصود از این حكومت چیست؟ آیا فقط حكمرانی و حكمروایی است یا نه؟ حكومت یعنی ایجاد نظم در جامعه، حكومت یعنی ایجاد امنیت در جامعه، انسان وقتی كه شب سرش را به بالین میگذارد با امنیت بگذارد. التفات میكنید چه میخواهم بگویم؟ حكومت یعنی ایجاد امنیت شغلی، ایجاد امنیت استقبال و آینده. حكومت یعنی ایجاد عدل و مساوات و برقراری قانون برای بالاترین فرد مملكتی و پایینترین فرد مملكتی؛ این معنا، معنای حكومت است. آنچه را كه ما دیدیم این بوده، حالا نظرات مختلف است. در مرام ائمّه علیهم السّلام این بوده؛ پیغمبر اكرم صلی اللَه علیه و آله و سلّم یكی از نزدیكترین افراد و منتسبین به آن حضرت دزدی كرده بود، به امید اینكه پسردایی من، دختر عمّه پیغمبر اكرم، پسر دایی من الآن خوب حاكم اسلام است، من هر كاری بكنم مسألهای نیست و چه نیست و امثال ذلك. آمده دزدی كرده، حضرت آمدند و به آن شخص مسئول دستور دادند با تمام ناباوریهایی كه در آنجا بود، دستان این زن را قطع كردند. این میشود حكومت اسلام. نه اینكه یك شخصی كه منتسب است از هر چیزی مبرّا باشد، با سائر افراد باید مشمول قانون باشد.
در حكومت اسلام امنیت قانون باید برای همه باشد. هر شخصی بداند اگر تعدّی كرد مشمول قانون میشود، مشمول قانون میشود، خوب تمام این مسائل را ما آماده كردیم برای اینكه شخص با خدا ارتباط تازه برقرار كند. اینها چیزهایی است كه در خیلی كشورهای دیگر هست. شما در خیلی از كشورهای دیگر بروید این مسأله ایجاد امنیت و حكومت قانون با تمام دقّت و ظرافت خودش حاكماست. من صریحاً در اینجا خدمتتان بگویم و از این نقطه نظر واقعاً آنها به مرتبه عالی برقراری امنیت و عدالت اجتماعی رسیدند. بسیاری از كشورها این طور هستند، ولی تمام شد. آنها در همین رتبه مطلب را تمام میكنند و پرونده را میبندند. امّا در اسلام تمام اینها تازه اوّل كار است. امنیت برقرار شد، عدالت برقرار شد، قسط و مساوات برقرار شد، هر كسی به اندازه استعداد خودش برای اینكه تازه حالا بیاید استعدادهایش را به كار بیندازد، تازه بین خودش و بین خدا راه باز كند، تازه آن مطالب مختفی در نفس را به فعلیت برساند. این است فرق بین حكومتها و بین حكومت اسلام كه در حكومت اسلام هدف ربط عقل با پروردگار است و تمام شعارها باید براساس این محوریت قرار بگیرد، میگیریم و میزنیم و میبندیم و دنیا را این طور میكنیم، اینها شعار، شعار اسلام نیست.
