توحید، شعار مكتب اسلام
11(وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَه أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)1 الآن مشمول حال آنهاست. و به همان جهت ما یاد آنها را فرض كنید كه الآن گرامی میداریم و برای آنها طلب رحمت و طلب مغفرت و اینها میكنیم. و الّا این استخوان تمام شد، آن هشتاد كیلو وزن خاك شد و رفت، تمام شد، آن هفتاد كیلو وزن دیگر چیزی از او باقی نمانده است، فقط یك پلاكی باقی مانده، تمام شد، حتّی به اندازه یك گرم هم دیگر از او چیزی باقی نمانده.
حالا در مكتب اسلام میگویند: آن ارزش شما به آن روح شماست، كه بعد از اینجا رفتن تازه اوّل كار است. چه كار كردی؟! چه كار نكردی، این مسأله است آن مطلب را در این دنیا در ارتباط با خدای خودت نگهدار. نمازی كه ما میخوانیم، آن توجّه ما در آن نماز حقیقت وجودی ما را در آن موقع تشكیل میدهد. پس اگر ما نماز میخوانیم و فقط یك عباراتی را ادا كردیم و یك ركعاتی را خواندیم بدون توجّه به این قضیه، بدانیم كه به آن مطلوب نرسیدیم. آن كلام امام صادق علیهالسّلام كه میفرماید: یا كلام رسول خدا یا كلام أمیرالمؤمنین نسبت به نماز، الصلوة قربان كلّ تقی. نماز وسیله تقرب هر شخص متّقی است و حقیقت و ارزش انسان به عبودیت اوست. آن عبودیت در سایه نماز و توجه پیدا میشود. پس بنابراین با توجّه به این معادله اگر ما بخواهیم مطلب را در نظر بگیریم، متوجّه میشویم كه مهمّترین قضیه در مكتب الهی توجّه به باطن است. آن توجّهی كه در نماز برای انسان پیدا میشود، آن میشود شعار.
أمیرالمؤمنین علیهالسّلام چون به این مسأله رسیده دیگر نه جنگ برایش مهمّ است نه صلح برایش مهمّ است، برایش نماز مهمّ است، وقتی كه از نماز سؤال میكنند میآید جنگ را متوقّف میكند و جواب نماز را میدهد. امّا عمر به این مطلب نرسیده، عمر به این مسأله نرسیده است، عمر بویی از این مطلب نبرده است، تفكّر أمیرالمؤمنین اقتضاء میكند كه نماز را در صدر و بالای همه مسائل قرار بدهد و محوریت حركت خود را براساس رسیدن به این منظور قرار بدهد. امّا طرز تفكّر ایشان، جناب عمر، اقتضاء میكند كه نماز را آن قدر پایین بیاورد كه فقط در سطح مقایسه با نوم و مقایسه با خواب این را مطرح كند. بگوید: از خواب بهتر است. ببینید این دو طرز تفكّر در مكتب اهل بیت و مكتب اهل تسنّن دارد خودش را نشان میدهد.
- ٢- سوره آل عمران (٣) آيه ١٦٩

