توحید، شعار مكتب اسلام
17مثلًا حركت سیدالشّهداء علیهالسّلام، آیا در حركت سیدالشهداء علیهالسّلام فقط مسأله خون مطرح بود، راجع به این قضیه من قبلًا عرض كردم، صحبت كردم. آیا صرفاً چون امام حسین علیهالسّلام، امام حسین خون داده برای ما ارزش پیدا كرده؟! این خون را كه خیلیها میدهند، یك شخص ممكن است توی تصادف هم بمیرد، خون بدهد دیگر، خون خون است دیگر، گلبولهای سفیدش مشخّص است و قرمزش مشخّص است پلاسمایش مشخّص است، پلاكتها مشخّص؛ اینها همه مشخّص است. گردن هر كه را ببرند خون میآید، چه مسلمان باشد، چه شیعه باشد یا كافر باشد. این كه مسأله فرق نمیكند. برای امام حسین آن چه كه مطرح بود متابعت حقّ است، آن متابعت از حقّ چه در راستای صلح با معاویه تحقّق پیدا كند، چه در راستای مخالفت و مقابله با یزید و بالمآل رسیدن به مراتب و به این جریان عاشورا. صرف مقابله با یزید ارزشی ندارد، ارزشی ندارد. مگر همین منافقین نبودند! همین خوارج، این خوارج با چه افرادی مقابله میكردند؟ با دو طیف مقابله میكردند، یك طیف امیرالمؤمنین، یك طیف هم معاویه، و تصمیم آنها اتفّاقاً برای از بین بردن هر دو بود. یعنی وقتی كه در مكّه در كنار كعبه اجتماع كردند، تصمیمگرفتند كه، تشخیص دادند با آن عقل بسیار! كه آن چه كه الآن موجب فساد است، سه نفر هستند: یكی علی است، یكی معاویه، یكی عمروعاص. اگر این سه نفر را برداریم، مردم خیالشان راحت میشود. كلك قضیه كنده میشود. ابن ملجم داوطلب شد برای أمیرالمؤمنین. دو نفر دیگر داوطلب شدند برای معاویه و برای عمروعاص، امّا دیگر عالم تقدیر این است. مسأله این است كه عرض كردم خدمتتان. یكی از اسرار این مسأله نظام عالم تربیتی است. آن كه مسئول برای از بین بردن أمیرالمؤمنین میشود در كارش موفّق میشود، امّا آن دو تا موفّق نمیشوند. خیلی عجیب است! آن كه مال عمروعاص بوده، اتفّاقاً عمروعاص مریض بوده در آن شب تب كرده بود و یكی دیگر را به جای خودشان فرستاده بود. آن بدبخت را ضربت میزنند و همان جا آن شخص او را از بین میبرد. آن شخص هم كه مربوط به معاویه بوده میآید ضربت میزند به پای معاویه میخورد و زخمی میشود و اطباء معالجه میكنند و مسأله تمام میشود. امّا همان كه مربوط به أمیرالمؤمنین بود میآید در كارش موفّق میشود. ببینید حالا اگر ما باشیم چه میگوییم؟ بله دیگر معلوم میشود حق با معاویه است، با عمروعاص است، اگر حقّ نبود پس چرا اینها در كارشان موفّق شدند؟! این مسألهای است كه ما الآن به این مسأله مبتلا هستیم! خیال نكنیم مسأله آسانی است! ما الآن طرز تفكّرمان همین است.

