توحید، شعار مكتب اسلام
16این را من میخواهم بگویم: ما امروز و فردا میتوانیم یك عدّه را گول بزنیم، یك عدّه را نگهداریم، یك عدّه را با موقعیت خودمان، ولی باختیم آقاجان! یك دقیقههم بایستی باختی! یك دقیقه هم كار را به عقب انداختی؛ یك دقیقه هم تسامح كردی، شخصیت بیخود است، موقعیت بیخود است، حرفی كه زدند بیخود است، جواب این و آن را چه بدهم بیخود است، تمام اینها بیخود است، به فكر فردای خودت باش، كه در آن نشئه چه جوابی آماده كردی؟! هیچ مسألهای به اندازه عبودیت و به اندازه قبول حقّ، هیچ مسألهای ارزش پیروی و ارزش اعتبار را ندارد كه انسان وقتی كه یك حقّی را میبیند، بیاید آن حق را بیان كند. اگر قبلًا جور دیگری بوده، خب الآن بیاید بگوید: آقا من اشتباه كردم، مسألهای نیست، این مسأله است.
در حكومت اسلامی مسأله، مسأله رسیدن به این حقایق است. یادم میآید در همان زمان سابق در یك انجمنی، یك جایی، یك مدرسهای، یك شخصی از آقایان كه فعلًا هم هست و به عنوان یكی از افراد است، یك اعلامیهای داده بود راجع به انجمن اولیاء و اینها كه بیایند شركت كنند، اتفّاقاً خود ما هم در آنجا شركت كردیم، عبارت این بود برای موقع نماز اینها را عرض میكنم به خاطر اینكه به طرز تفكّر مرحوم آقا پی ببرید به جای موقع نماز گفته بود: در هنگام نیایش به نیایش برمیخیزید، بپا میخیزید. مرحوم آقا این مسأله را دیدند و گفتند: نیایش یعنی چه؟ نیایش معنا ندارد! شعار ما نماز است! نیایش، مسیحیت هم نیایش دارند، یهود هم نیایش دارند، اینها میروند در كلیسا و در كنشت و اینها نیایش میكنند. حتّیبودائیها هم نیایش دارند. آن چه كه شعار اسلام است، آن نماز است. یعنی چه؟ یعنی یك فرد باید كاملًا نسبت به انتخاب تعابیر دقّت را داشته باشد كه چه نحوه ما تعبیر را انتخاب كنیم.

