اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی

14٬633
عنوان بصری

حكومت و تدبير امور اجتماعي در مكتب انبياء و ائمه بر محوريت توحيد و حق بوده است. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه، ما حقيقة العبودية .... و لا يدبر العبد لنفسه تدبيراً، 1 – در حكومت انبياء و رسل الهي همۀ جهت‌گيري‌ها و اتّجاه‌ها به سمت توحيد و حق بدون در نظر گرفتن مصالح و منافع شخصي می باشد. 2 – امروزه در بين كشورها و ملل پايه و اساس در امور و جريانات بر اساس استيلاء و حركت براساس زياده‌طلبي مي‌باشد. 3 – در ديدگاه اسلام همۀ افراد مؤمن به پروردگار وتکالیف در هر نقطه از عالم كه باشند جزو قلمرو اسلام و حكومت الهي هستند و بيگانه آن كسي است كه با مكتب ايمان به پروردگار تعارض داشته باشد ولو در مملكت اسلامي باشد. 4 – دين و رسالت پيامبر اكرم اختصاص به يثرب و مكه نداشته همۀ انسانهاي جهان را در بر مي‌گيرد. 5 – پيامبر اكرم فرمودند: لا فخر لعربي علي عجمي و لا لعجمي علي عربي الا بالتقوي. 6 – سيدالشهداء عليه السلام، هدف از حركت خود را ارائه دادن مفاهيم دين به مردم بيان مي‌كنند. 7 – تفسير فرمايش امام حسين عليه السلام: فانكم ان لا تنصرونا قوي الظلمه عليكم و عملوا في اطفاء نور نبيّكم. 8 – قائل شدن فرق ميان حركت امام حسين عليه السلام و امام مجتبي عليه السلام به اندازۀ سر سوزني بزرگترين ظلم به ساحت مقدّس امام حسن عليه السلام مي‌باشد. 9 – براي امام عليه السلام جنگ و صلح يكسان مي‌باشد و همان مقدار كه سيدالشهداء در حركت خود موفق بودند به همان مقدار امام مجتبي عليه السلام در صلح خود موفق بودند. 10 – امام مجتبي عليه السلام در شجاعت و موقعيّت اجتماعي اگر بالاتر از سيدالشهداء نبود همطراز با حضرت بوده‌اند. 11 – تشكيل حكومت اسلامي توسط فردي دلالت بر برتري او بر همۀ علماء اسلام از صدراسلام تاكنون ندارد. 12 – بيداري و تنبّه يكي از علماء نسبت به صحّت و اتقان صلح امام مجتبي عليه السلام در جريان حركت آيت اللَه حكيم. 13 – اصحاب سيدالشهداء عليه السلام عاشق امام بودند و عاشق هدف و نيّتي جز رسيدن به معشوق و برآوردن خواسته های او ندارد. 14 – اميرالمؤمنين علیه السلام در وصف اصحاب سيدالشهداء مي‌فرمايند: لا يسبقهم سابق ولا يلحقهم لاحق.

توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی

توضیحات:

حكومت و تدبير امور اجتماعي در مكتب انبياء و ائمه بر محوريت توحيد و حق بوده است. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه، ما حقيقة العبودية .... و لا يدبر العبد لنفسه تدبيراً، 1 – در حكومت انبياء و رسل الهي همۀ جهت‌گيري‌ها و اتّجاه‌ها به سمت توحيد و حق بدون در نظر گرفتن مصالح و منافع شخصي می باشد. 2 – امروزه در بين كشورها و ملل پايه و اساس در امور و جريانات بر اساس استيلاء و حركت براساس زياده‌طلبي مي‌باشد. 3 – در ديدگاه اسلام همۀ افراد مؤمن به پروردگار وتکالیف در هر نقطه از عالم كه باشند جزو قلمرو اسلام و حكومت الهي هستند و بيگانه آن كسي است كه با مكتب ايمان به پروردگار تعارض داشته باشد ولو در مملكت اسلامي باشد. 4 – دين و رسالت پيامبر اكرم اختصاص به يثرب و مكه نداشته همۀ انسانهاي جهان را در بر مي‌گيرد. 5 – پيامبر اكرم فرمودند: لا فخر لعربي علي عجمي و لا لعجمي علي عربي الا بالتقوي. 6 – سيدالشهداء عليه السلام، هدف از حركت خود را ارائه دادن مفاهيم دين به مردم بيان مي‌كنند. 7 – تفسير فرمايش امام حسين عليه السلام: فانكم ان لا تنصرونا قوي الظلمه عليكم و عملوا في اطفاء نور نبيّكم. 8 – قائل شدن فرق ميان حركت امام حسين عليه السلام و امام مجتبي عليه السلام به اندازۀ سر سوزني بزرگترين ظلم به ساحت مقدّس امام حسن عليه السلام مي‌باشد. 9 – براي امام عليه السلام جنگ و صلح يكسان مي‌باشد و همان مقدار كه سيدالشهداء در حركت خود موفق بودند به همان مقدار امام مجتبي عليه السلام در صلح خود موفق بودند. 10 – امام مجتبي عليه السلام در شجاعت و موقعيّت اجتماعي اگر بالاتر از سيدالشهداء نبود همطراز با حضرت بوده‌اند. 11 – تشكيل حكومت اسلامي توسط فردي دلالت بر برتري او بر همۀ علماء اسلام از صدراسلام تاكنون ندارد. 12 – بيداري و تنبّه يكي از علماء نسبت به صحّت و اتقان صلح امام مجتبي عليه السلام در جريان حركت آيت اللَه حكيم. 13 – اصحاب سيدالشهداء عليه السلام عاشق امام بودند و عاشق هدف و نيّتي جز رسيدن به معشوق و برآوردن خواسته های او ندارد. 14 – اميرالمؤمنين علیه السلام در وصف اصحاب سيدالشهداء مي‌فرمايند: لا يسبقهم سابق ولا يلحقهم لاحق.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی

13
  • امیرالمؤمنین علیه‌السّلام وقتی كه از صفّین برمی‌گشتند گذرشان به كربلا می‌افتد، جریان مفصّل است، حالا ما آن مقدار را رها می‌كنیم، این یك تكّه از كلام آن حضرت را می‌گیریم. بعد از اینكه حضرت خواب بردند و جریان كربلا را دیدند و سیدالشّهداء را دیدند و اینها خیلی مفصّل است، بعد حضرت می‌فرماید: هنا مناخ ركاب و مسارع العشاق لفظ عشق در روایات خیلی كم آمده ولی یكی از آن موارد اینجاست. حضرت می‌فرمایند: در این جا محلّ نزول و افتادن و زیارتگاه و مرقد افرادی است كه این افراد عاشقند، شخصی كه عاشق است هیچ مصلحتی را برای خود در نظر نمی‌گیرد، هیچ جائی را در درون خود برای خود نگه نمی‌دارد، تمام هدف و تمام نیت او رسیدن به معشوق و برآوردن خواهش‌ها و نیاز معشوق است، غیر از این است، واقعاً حالا اگر این لفظ را بیاید امام بگوید افرادی كه با سیدالشّهدا بودند، اینها عاشق سیدالشّهدا بودند، عاشق خود سیدالشّهدا بودند نه عاشق پیروزی سیدالشّهدا، نه عاشق رسیدن به مواهب و نعمات و نصیبهایی كه از آن حضرت نصیب آنها می‌شود. آنها سیدالشّهدا را می‌خواستند و بس، لذا ما در آنها می‌بینیم زهیر بلند می‌شود و می‌گوید: اگر هزار مرتبه ما را بسوزانند، بكشند، بسوزانند، خاكسترمان را بر باد بدهند مرتبه هزار و یكمی باز دست از تو برنمی‌داریم. چرا؟ چون ما تو را می‌خواهیم چه زنده باشی، چه در این دنیا نباشی، ما تو را می‌خواهیم، ما زندگی را نمی‌خواهیم، ما خود تو را می‌خواهیم، یعنی زهیر در آن موقع اصلًا خودش را نمی‌دید. وقتی خودش را نبیند هزار مرتبه هم او را بكشند خوب مسأله فرقی نمی‌كند.

  • مسأله مهمّ برای افراد در روز كربلا مسأله ظاهر نبود، مسأله بدن نبود، مسأله روح بود و آن روح، بقا دارد، چه بدن بقاء داشته باشد یا بقاء نداشته باشد. این مسأله خیلی مهم است، چرا آنها می‌گفتند كه: ما فقط تو را می‌خواهیم. چرا؟ چون‌این بدن ارزشی ندارد، این بدن قیمت ندارد، لباسی كه الآن به تن شماست قیمت دارد؟ اگر لباس شما را ببرند خب یك لباس دیگر تنتان می‌كنید، شما كه هستید برای اینها مسأله مهم مسأله نفس و روح است. لذا اصلًا اینها به موقعیت خودشان فكر نمی‌كردند. آیا اسم اینها در تاریخ می‌ماند یا نمی‌ماند، آیا در ذهن اینها خطور می‌كرد؟ آیا در مزار اینها قبّه و بارگاه می‌سازند یا نمی‌سازند، برای اینها مطرح نبود! نسازید، شخم ببندید، مگر متوكّل نیامد تمام زمین كربلا را شخم بست و به آب بست، آیا از مقام و موقعیت آنها كم شد؟ آیا اینها در آن موقع ناراحت شدند كه چرا متوكّل آمده و زمین را شخم كرده، نه خیلی هم خوشحال هم بودند. ما رسیدیم به مقصود، حالا مزار ما را هر كاری می‌خواهید بكنید، بكنید گندم بكارید، جو بكارید، قبّه بسازید، نسازید، امّا در سایر افراد این مسأله وجود دارد. چرا افرادی كه در كربلا بودند به گفته امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نه به گفته بنده" لم یسبقُهُم سابق و لا یلحَقَهُم لاحِق" نه گذشتگان به آنها می‌رسند و نه آیندگان. این كلام امیرالمؤمنین است كلام من نیست، نه گذشتگان به این مرتبه می‌رسند و نه آیندگان، این چه حالتی در میان اصحاب سیدالشّهدا بود كه امیرالمؤمنین علیه‌السّلام این گونه خطاب می‌كند. آن چه بود، آنها عاشق امام حسین بودند ولی ما چه؟ نه نیستیم، شوخی می‌كنیم تا وقتی كه پیروزی باشد خوشحالیم، وقتی كه یك شكست باشد، یه خورد می‌رود. عجب چه شد قضیه، چه شد مسأله، به ما كه وعده پیروزی داده‌شد، پس چرا این جوری از آب درآمد! در اصحاب امام حسین این جوری از آب درآمد نیست، نیست. در ما هست، به ما این وعده داده شد چرا اینطور شد! در اصحاب امام حسین نبوده، از اوّل امام حسین حسابش را با آنها تصفیه كرد. گفت: فردا همه‌تان از دنیا می‌روید، همه‌تان شهید می‌شوید، برای همین گذاشتند نهصد نفر رفتند دیگر، گفتند كه ما چه فكر می‌كردیم چه شد، خیال می‌كردیم این پسر رسول خداست، ید و بیضایی دارد، عصایی دارد، شقّ القمری دارد، پدرش خورشید را برگرداند، این هم شاید بتواند بعضی از كارها را انجام بدهد.

/ 260