توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی
12در بعضی از مواقع مسأله این طوری است، انسان باید براساس مصالح قدم بردارد، نه اینكه هر چه كه به نظرش آمد، هر چه كه به ذهنش آمد، هر چیزی كه دلش خواست به هر كیفیتی كه انجام داد. دزد وقتی كه به منزل شما میآید و این دزد اسلحه دارد و در دست شما چیزی نیست و شما را تهدید میكند اگر بخواهید با او مقابله كنید، هم پولتان را برده و هم شما را از بین برده، روش عقلایی در این جا چیست؟ میگوئید: آقا بیا پول را بردار و ببر و آن گوشه است. او هم برمیدارد و میبرد وفقط پول را برمیدارد و میبرد، دیگر شما را كه نمیبرد. امام مجتبی علیهالسّلام در یك همچنین وضعیتی داشت و اگر سید الشّهداء به جای امام مجتبی بود، همین كار را انجام میداد. و اگر امام مجتبی علیهالسّلام به جای سید الشّهدا و در این وضعیت بود همین عمل را انجام میداد بدون یك سر سوزن كم یا زیاد، این به خاطر جهانبینی یك امام علیهالسّلام است، بصیرت یك امام علیهالسّلام است. در این جاست كه انسان دیگر با اطمینان خاطر هر عملی را كه دستور دهند میتواند اجرا كند و با اعتماد كامل به هر چیزی كه او را متوجّه كنند در این جاست كه فقط میتواند اقدام كند، چون امام است، معصوم است، خود را در نظر نمیآورد.
و یكی از مطالبی كه، یكی از مسائل بسیار مهمّی كه ما در جریان سیدالشّهداء علیهالسّلام مشاهده میكنیم همین كیفیت بیان حقائق است در روز عاشورا. یك كلام از توجّه افراد به خود، ما در وجود سیدالشّهدا نمیبینیم؛ یك حركت كه باعث تلطیف قلوب و تعطیف قلوب نسبت به سیدالشهدا باشد، دلها را به او نرم كند به آن موقعیت و به آن وضعیت ما نمیبینیم! میگوید: میخواهید مرا از بین ببرید، ببرید، اسیر میخواهید بكنید افراد را، بكنید! من همینم، موقعیت من همین است، اتّجاه من اتّجاه به حق است، شكست و عدم شكست در مسیر من معنا ندارد، من اگر غلبه بكنم خوشحال بشوم، اگر غلبه نكنم ناراحت بشوم، در وضعیت من وجود ندارد. اگر هزار مرتبه هم شكست بخورم، باز مرتبه هزار و یكم برمیخیزم و به همین راهم ادامه میدهم. ما همین طوریم؟

