توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی
11مصیبت ما در جایی است كه ما باید بیائیم در خود شیعه و در خود مكتب شیعه، امام حسین علیهالسّلام را بر امام مجتبی برتری بدهیم و نه تنها برتری بدهیمبلكه عمل امام مجتبی را به عنوان یك نقطه ضعف، خدای نكرده و نعوذ باللَه در دستگاه امامت به حساب بیاوریم. این چه فاجعهایست! امّا آن شخص میگفت: این در ذهن من بود همین طور در ذهن ما بود تا اینكه زمان عوض شد و رسید دوران به دوران عبدالسّلام. عبدالسّلام عارف یكی از رؤسای جمهوری عراق بود كه قبلًا حدود خیلی وقت پیش این دیگر برای مدّتی بر عراق حكومت میكرد و بسیار مرد متعصّبی بود و سنّی متعصّبی بود وخیلی هم آدم لاابالی بود و شنیدم در بصره وقتی كه سخنرانی كرد در آن جا گفته بود: ای اهل بصره من بر خلاف علی كه آمد در این جا و شما را مذمّت كرد و گفت یا اشباه الرّجال ای كسانی كه مانند مرد هستید ولی از آثار مردانگی در شما نیست، من شما را تمجید میكنم به مردانگی و افتخار میكنم به وجود یك همچنین افرادی، سوار هلیكوپتر میشود میآید به سمت بغداد، هلیكوپتر منفجر میشود. با علی كه كسی نمیتواند در بیافتد آقاجان!
عربها یك مثالی دارند میگویند: گوشت رفت بالا و ذغال آمد پائین! همان بالا خلاصه كارش ساخته شد. ایشان میگفت: در زمان عبدالسّلام یك موقعیتی برای عراق پیش آمد، در آن موقعیت مرحوم آیت اللَه حكیم رضوان اللَه علیه كه بسیار مرد بزرگی و محترمی بود، مرحوم آقای حكیم در آن جا در فشار قرار گرفت، همه افراد آمدند در پیش ایشان و اصرار بر اعلام مقابله با این روش را كردند و ایشان هیچ اقدامی به عمل نیاورد و در آن زمان برای همه مسلّم شد اگر ایشان این اقدام را میكرد فقط و فقط این قضیه به نابودی خودش متوجّه میشد و كمترین اثر مثبت و نتیجهای بر این مسأله مترتّب نمیشد. میگفت: آن موقع ما فهمیدیم مظلومیت امام مجتبی را، خداوند راهنماییاش كرد، كمكش كرد.

