توحید و حق پایه حكومت و تدبیر امور اجتماعى در مكتب انبیاء الهی
10الآن این مسأله به ذهنم آمد، در یك جلسه بود، یكی از آقایان كه فعلًا هم وجود دارد با مرحوم پدر ما در یك مجلس عقدی بودند، ایشان میآمد اثبات میكرد كه فرض كنید كه من باب مثال رهبر انقلاب رضوان اللَه علیه كه ایشان آمد این انقلاب اسلامی را به وجود آورد و انصافاً زحماتی ایشان كشید در تشكیل این انقلاب و بیرون آوردن از آن مظاهر ظلم و مظاهر تعدّی و فساد، خداوند ایشان را رحمت كند و با اولیا و بزرگان دین و ائمّه محشور كند، ایشان میخواست اثبات كند كه موقعیت و مقام رهبر انقلاب بر تمامی افراد از صدر اسلام تا به حال برتریدارد. مرحوم آقا میفرمودند كه: ما كه علم غیب نداریم و مسائل هم كه به دست ما نیست و بر نفوس و ارواح هم كه اشراف نداریم ولی این ادّعا باید ثابت بشود. بله، ایشان بر اینكه مرد بزرگی بود حرفی نیست، مردی بود مجتهد و بر اساس تكلیف عمل كرد و خداوند به ایشان اجر بدهد و آنچه كه خود صلاح میداند از مواهب و از نعم الهی ایشان را نصیب كند، ولی صحبت در این جاست شما میخواهید ثابت كنید كه از صدر اسلام تا به حال هیچ كس به هیچ نحوی دارای مقامات و دارای فضائل كه باشد از ایشان بالاتری نمیتواند باشد و همه پائینترند.
این را از كجا میتوانید ثابت كنید؟ ایشان در جواب گفت: خوب عملی را كه ایشان الآن انجام داده اصلًا تا به حال سابقه نداشته، ایشان فرمودند: خوب موسی بن جعفر هم یك همچنین كاری نكرده امام سجاد هم همچنین كاری نكرده. او در جواب گفت: خوب آنها امام هستند، امام هستند و مسألهشان جداست. ایشان گفتند: شما صحبت را میبرید در عمل ظاهر، اگر مسأله، مسأله عمل ظاهر است پس بنابراین ائمّه هم از نقطه نظر ظاهر كاری انجام ندادند، اگر مسأله مسأله باطن است، شما كه اشراف به باطن ندارید. ایشان ماند. التفات میكنید همین مسأله است همین كه خدمتتان عرض كردم.

