ضرورت محوریّت توحید در تمام روابط فردی و اجتماعی
9مانند كلام امیرالمؤمنین علیهالسّلام در آن وصّیتی كه دارد. وصیت در نهجالبلاغه كه واقعاً وصیت عجیبی است و
مِن وصيّة له عليهالسّلام الى الحسن بنعلى فى الحاضرَينكه واقعاً از معجزات امیرالمؤمنین علیهالسّلام این وصیت در نهجالبلاغه است و انسان را در طول تاریخ سیر میدهد، با همه افراد جلو میآورد و با تمام اصناف انسان را حركت میدهد و تمام اطواری كه بر دیگران گذشته، آن اطوار و حالات را در مرآی و منظر انسان قرار میدهد كأنّ خود انسان در آن موقعیت وجود دارد، حضور عینی دارد و آن واقعیت را دارد لحاظ میكند. این وصیت، وصیت امیرالمؤمنین است امّا اگر یك شخصی به امیرالمؤمنین بگوید: اگر این واقعاً وصیت به حسن بود كه این قدر زحمت كشیدن نداشت. امیرالمؤمنین چه جواب میدهد؟ میگوید: این وصیت ظاهرش به حسن است، باطن قضیه و واقعش به شما تك تك افراد شیعیان من است. این وصیت خطابش به فرزند او امام مجتبی است ولی در واقع امام مجتبی كه نیاز به وصیت ندارد، امام مجتبی خودش امام است، این وصیت به من و شماست، این عبرت گرفتن از دنیا به من و شماست. در شب بیستم كه امیرالمؤمنین علیهالسّلام یا در شب بیست و یكم كه آن وصیتی را كه در نهجالبلاغه است میفرماید:
هذه وصيّتى لوُلدى و لِمَن بَلَغه كتابى. «این وصیت من هم برای فرزندان من است و هم برای هر كسی كه این وصیت من به گوشش بخورد» لذا مرحوم آقا وقتی كه در شب بیست و یكم در مسجد قائم، شب احیاء صحبت میكردند و این وصیت را میخواندند، خطاب به همه ما فرمودند: الآن دیگر نگویید ما دیگر مورد وصایت امیرالمؤمنین نیستیم. این وصیتیرا كه من الآن بر شما خواندم شما دیگر الآن تكلیف بر ذمّهتان آمد. امیرالمؤمنین فرموده دیگر، لِمَن بَلَغه. «هر كسی كه به او برسد» من هم الآن بر شما خواندم. پس از الآن ما مورد وصیت امیرالمؤمنین قرار گرفتیم و در روز قیامت همین امیرالمؤمنین میآید جلو من و شما را میگیرد و میگوید: چرا به وصیت من عمل نكردید؟ این وصیت چیست؟ وصیت به تك تك افراد است. در یك همچنین وضعیتی، این وصیت به فطرت یكایك ما، برخورد میكند. امیرالمؤمنین علیهالسّلام با فطرت یكایك از بنیآدم الی یومالقیامة دارد حرف میزند. حالا آنها در هر شكلی كه میخواهند باشند؛ زن میخواهند باشند، باشند، فطرت دارند، مرد میخواهند باشند، باشند، فطرت دارند، كوچك میخواهند باشند فطرت دارند، بزرگ میخواهند باشند فطرت دارند، فطرت كه كم و زیاد ندارد، عالم میخواهند باشند فطرت دارند، جاهل میخواهند باشند فطرت دارند. تمام افرادی كه اسم آدمی و اسم انسان بر آنها قرار میگیرد آنها دارای فطرت هستند و مشمول خطاب قرآن و مشمول خطاب تكلیف هستند.

