اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت محوریّت توحید در تمام روابط فردی و اجتماعی

14424
عنوان بصری
نسخه عربی

ضرورت محوریّت توحید در تمام روابط فردی و اجتماعی

11
  • همین جعفر طیار می‌آید از طرف رسول خدا به عنوان پناهندگی و مبلّغ و پیامبرِ رسول خدا می‌رود در حبشه با نجاشی سلطان حبشه ملاقات می‌كند، صحبت می‌كند، مطلب را عرضه می‌دارد، نه چماقی به دست می‌گیرد و نه شمشیری به كار می‌برد و نه امر و نهی می‌كند كه او را از رسیدن به حقیقت باز بدارد. التفات كردید؛ صحبت با او (فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً)1، (اذْهَبا إِلى‌ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‌)2 بلند شوید شما دو تا زیبنده پیامبری هستید، زیبنده ابلاغ رسالت هستید، شما دو تا آماده شدید، نفستان آماده شده، با سایر افراد دیگر تفاوت دارید، حالا كه تفاوت دارید دیگران را از این نعمت محروم نكنید، دیگران را هم بر سر این سفره بنشانید. بلند شوید! بروید سراغ فرعون، بدترین فرد روی زمین، فرعون است. (إِنَّهُ طَغى‌) «طغیان كرده» سر از دایره بندگی بیرون آورده، سركشی می‌كند. چه كنید؟ (فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً) «درست صحبت كنید، منطقی حرف بزنید» باید و نباید به كار نبرید، اگر این طور نكنید چه بر سرت خواهم آورد، نكنید. لینا، دُرُست، مَنطقی؛ جناب فرعون! سلام علیكم!. علیكم السّلام!. ما دو نفر هستیم مانند شما؛ شما چشم و ابرو دارید ما هم داریم، شما دهان دارید ما هم داریم، شما قلب دارید ما هم داریم، آن فطرتی كه ما داریم آن فطرت را هم شما دارید، می‌خواهیم مطالب را دو دو تا بررسی كنیم. دُرُست، خیلی رفیقانه، خیلی ناصِحانه و مشفقانه بیایید مطلب را بررسی كنید. (لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى‌) شاید تذكّر پیدا كند، نمی‌گوید حتماً، بالاخره دار، دار امتحان است‌ (لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ) «شاید» این هم فطرت دارد مانند شما، باهاش حرف بزنید، مسائل را باهاش مطرح كنید.

  • مرحوم آقا در سنه چهل و دو می‌فرمودند: چرا ما نباید برویم با شاه صحبت كنیم. ما باید برویم حرفمان را بزنیم، بگوئیم شما چه می‌خواهید؟ شما می‌خواهید مملكت را به تمّدن برسانید، ما می‌خواهیم به بالاتر از تمدّن برسانیم، دیگر پس مسأله‌ای نداریم. شما می‌گویید باید مملكت فرض كنید كه به تكنولوژی خیلی در سطح معقول برسد، مای آقای طهرانی، آسید محمّد حسین می‌گوییم اصلًا مملكت ایران باید به بالاترین تكنولوژی دنیا دسترسی پیدا كند؛ باز هم حرفی دارید؟ می‌گوید نه دیگر، حرفی نداریم؛ شما می‌گویید همه افراد مملكت فرض كنید كه باید افراد باسواد و عالم بشوند؟ حالا نمی‌دانم می‌گفت یا نمی‌گفت، ما این را اطلاع نداریم، حالا ما داریم باصطلاح زبان حال داریم نقل‌می‌كنیم بسیار خوب، ما می‌گوییم: اصلًا شعار اسلام أطلب العلم من المهد الى اللحد، زگهواره تا گور دانش بجوی، اطلب العلم ولو بالصّين‌از كلمات پیغمبر اكرم است اهل تسنّن هم روایت می‌كنند «اگر در چین شده باید بروید و تحصیل علم كنید» مكتب اهل‌بیت‌هم این را ثابت می‌كند. دیگر بالاتر از این؟ شما می‌خواهید فرض بكنید كه به مسائل اخلاقی در جامعه توجّه پیدا بكنید، ما می‌خواهیم اصلًا افراد ایرانی به عنوان نمونه در همه دنیا مشخّص باشند، بسیار خوب، می‌آییم بنشینیم صحبت بكنیم. منتهی حرفی كه ما می‌زنیم این است ما می‌گوییم تمدّن باید بر اساس ظوابط اخلاقی تحقّق پیدا بكند در جامعه، شما می‌گویید كه ضوابط اخلاقی برداشته بشود، بی‌بندوباری باید بیاید، هر كسی آزاد باشد، بسیار خوب، همین هم در دایره قضاوت قرار می‌دهیم، عُقلا را جمع می‌كنیم؛ ای عقلا! این مردم افرادی هستند متدین، عاقل، اهل شخصّیت، اهل حیثیت، آیا در جامعه‌ای كه بی‌بندوباری وجود دارد، در جامعه‌ای كه هزار نگاه ناپاك در آن جامعه وجود دارد، در جامعه‌ای كه افراد به طور زننده و تحریك‌آمیز در آن جامعه حركت دارند و رفت و آمد دارند، آیا در آن جامعه می‌شود به فضائل اخلاقی رسید؟ می‌شود به آن رشد و تكامل انسانی رسید یا نه؟ همه می‌گویند: نه. می‌گوییم: بسیار خوب، شما یك ساعت از وقتتان كه می‌آیید در كوچه، یك ساعت از وقتتان را، بالا غیرتاً یك مقنعه‌ای، چیزی، روی سرتان بیاندازید بعد رفتید در منزل هر چه خواستید در بیاورید، اشكال ندارد. وقتی كه وارد كوچه می‌شوید همانطوری طوری كه مرد وقتی كه می‌آید در كوچه، در خیابان، باید به یك وضعیتی باشد، متعارف، به نحوی كه اگر غیر از این باشد مورد خود عتاب و مورد سرزنش شما قرار می‌گیرد، همین توقّع را هم ما از شما داریم.

    1. سوره طه (٢٠)، آيه ٤٤
    2. همان مصدر، آيه ٤٣